
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
144«از نخستین ادوار نوشتۀ تاریخ، زور همواره موجد حقّ بوده است؛ و یا چنیناش مىپنداشتهاند. روى همین حقّ است که نژاد اسلاو ایتالیا را در هم مىشکند و شریفترین بخش بشریّت را از میان برمىدارد.
با همین حقّ یعنى زور و قدرت، ما آمریکاى شمالى را گرفتیم و آن را از دست نژادهاى بومىاش که آمریکا طبیعة بدانان متعلّق بود در آوردیم. ما آنان را به همان جنگلهاى سابق فرستادیم، و به راحتى آنها را کشتار کردیم. اعقاب ما یعنى افراد ایالات متّحده، با همان حقّ یعنى زور، ما را از آنجا بیرون کردند ...
در حینى که من این را مىنویسم، نژاد سلت تدارک مىبیند تا آفریقاى شمالى را قبضه کند، با همان حقّ که ما هندوستان را قبضه کردیم؛ یعنى زور و فشار. تنها حقّ واقعى همان فشار فیزیکى است ...
و من کمترین شکّى ندارم که: کارمندان عالىرتبۀ ادارۀ مستعمرات، به فکر هندوستان دیگرى در آفریقاى مرکزى بودهاند. ثروت ـ یعنى محصول کار میلیونها آفریقائى که در واقع بردهاند ـ مىتوانست که در صندوقهاى ادارۀ مهاجرت سرازیر شود، امّا بسیار براى زمین خواران استعمارگر مایۀ تأسّف بود که آبوهوا دخالت کرد و سرنشینان کشتى آنها را رهسپار عدم گردانید و امید آنها را نقش بر آب نمود.
ازاینرو از زمانهاى دیرین نژادهاى تاریک همواره برده بردهداران سپید خود بودهاند.
این چراست؟ آقاى گیبون به روش جزمى همیشگى خود، مسئله را حلّ مىکند؛ او از پستى بدنى مشهود نگروها یاد مىکند ...
... امّا ... من چنین مىاندیشم که: باید نوعى پستى بدنى و در نتیجۀ آن پستى روحى، در همۀ افراد نژادهاى تاریک موجود باشد. این ممکنست روى هم رفته مربوط به جرم مادّۀ مغز نباشد ... بلکه بیشتر مربوط به کیفیّت مغز
