اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

147
  • ...1

  • اروپائیان، اعتقاد دینى مسلمین را تعصّب مى‌نامند

  • روشن است که اروپائیان چون اعتقاد دینى مسلمانان را استوارترین پیوند میان آنان مى‌بینند، مى‌کوشند تا بنام مخالفت با تعصّب، این پیوند را سست‌

  • فجایع استعمارگران نسبت به ملل تحت سیطرۀ خویش (ت)

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] «در سرود ایطالیائى آمده است:
      «اى مادر! بر من درود بفرست، مرحبا بگو؛ و گریه مکن، بلکه بخند و آرزو داشته باش! آیا نمى‌دانى که ایطالیا مرا فراخوانده است و من عازم رفتن به سوى طرابلس هستم؛ با حالت خوشحالى و مسرّت، براى آنکه خون خود را در راه نابودى امّت ملعونه بذل کنم، و براى آنکه با دیانت اسلامیّه که دختران باکره را براى سلطان انتخاب مى‌کند جنگ نمایم. اینک من با تمام توان و قدرتم در محو و نابود ساختن قرآن کارزار مى‌کنم. کسى که در راه ایطالیا نمیرد، حقّا از مجد و بزرگى بهره‌اى ندارد. اى مادر! خود را محکم و استوار بگیر! ... به یاد بیاور کارونى را که تمام فرزندانش را در راه وطن داد ... و اگر کسى از تو پرسید که چرا براى فرزندت عزادار نیستى، در پاسخش بگو: «او در راه محاربۀ با اسلام مرده است». طبل مى‌کوبد! اى مادر! منهم رفتم ... آیا صداى غوغاى جنگ را نمى‌شنوى؟! بگذار من با تو معانقه کنم و بروم.»
      در حادثۀ پنجاب یکى از انقلابیّون را به سوى توپى بردند که در آن بیش از مقدار معتاد، باروت بکار رفته بود، و آتش را بر او گشودند و جسمش تکّه تکّه شده هر قطعه‌اش به گوشه‌اى پرید. ژنرال نیکلسون در نامه‌اى که براى ادوارد مى‌نویسد مى‌گوید: «براى ما فرض است که قانونى وضع کنیم که به ما اجازه دهد تا انقلابیّون را زنده زنده آتش بزنیم و یا پوست بدنشان را بیرون کشیم؛ زیرا که آتش انتقام در سینه‌هاى ما شعله مى‌زند، و تنها با به دار کشیدن خاموش نمى‌شود. از این گذشته عادت امّت‌هاى شرقى آنست که حکومت‌ها را به حساب نمى‌آورند، و از آنها خوفى ندارند مگر آنکه حکومتها داراى قدرت قاهره باشند.»
      و مدیر أتسار دربارۀ آن دوره نوشت که: «جمیع افسران انگلیسى در پنجاب براى ترساندن مردم از آنکه مبادا بر انقلاب جرأت کنند، ابتداءً دست به فجایع و فظایع دراز مى‌کردند.» و لاممسون به سر هنرى کلتن دربارۀ بعضى از زندانیان مسلمان مى‌گوید که: شبى یک نفر از سپاه ما آمد و بعد از اداء سلام نظامى گفت: امیدوارم که سرى به زندانیان بزنید! من در همان حال برخاستم و به سوى زندان رفتم. دیدم همه آنها را به زمین بسته‌اند و در حال [ادامه در صفحه بعد]