اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

149
  • مسیحیّت با تعصّب دفاع مى‌کند؛ مخصوصاً در برابر اسلام. و هر سخنى دربارۀ اسلام گفته، ترجمانى است از روح پُطْرُس راهب؛ یعنى بازنماى روح جنگهاى صلیبى.»1و2

  • عداوت خاصّ مسیحیان با مسلمین (ت)

  •  

    1. «سیرى در اندیشۀ سیاسى عرب» ص ١٠٢ و ١٠٣، از «عروة الوثقى» ص ٣٩ تا ص ٤٨
    2. احمد أمین مصرى در کتاب «یوم الإسلام» در ص ١٠٩ و ١١٠ مى‌گوید:
      «همان‌طورکه صلیبیّون، شرق را با حملات متوالى خود تهدید کردند، همین‌طور براى بیرون کردن مسلمین از اندلس پس از گرفتار نمودن ایشان را به تفرّق و انحلال موفّق آمدند.
      صلیبیّون از شام خارج شدند به ترصّد آنکه در ظروف و شرائط مناسب با حملۀ مجدّد آن را بگیرند؛ به علّت آنکه دشمنى آنها با مسلمین فتور ندارد.
      صاحب مجلّۀ «العالم الإسلامىّ» فرانسوى مى‌گوید: تمام عالم مسیحیّت با اختلاف امّت‌ها و گروه‌هایشان از جهت آئین و ریشه و جنسیّت، در دشمنى و عداوت سرسخت با جمیع شرقیها و بالأخصّ با خصوص مسلمین، دشمن مقاوم و برپاایستاده مى‌باشند. تمام دولتهاى نصرانى مذهب، در از بین بردن و نابود ساختن ممالک اسلامى با همدیگر دشمنى متّحد و مشترک دارند. تا جائى که توان و قدرت دارند آن ممالک را هلاک نموده از صفحه روزگار براندازند. روح صلیبیّت در سینه‌هاى مسیحیان همچون آتش در میان خاکستر پنهان است. و روح تعصّب همچون افعى قتّاله زبان‌کشیدۀ مهاجم، پیوسته تا امروز در دلهایشان همان‌طورکه در دست پطرس ناسک سابقاً بوده است شعله مى‌زند.
      بنابراین همیشه و به‌طور مداوم، تعصّب در عناصر نصرانیّت مستقرّ و متمکّن گردیده، در احشاء و بطون آن غُلغُل مى‌زند، و در هر رگى از رگهاى بدنش جارى و سارى است. مسیحیّت پیوسته با اسلام با نظر عداوت و حقد و تعصّب دینى زشت و هلاک‌کننده مى‌نگرد. و حقیقت این امر و نتیجه‌اش در بسیارى از شئون خطیره و مواضع مهمّ و بزرگ به‌طورى قرار گرفته است که قوانین و دستورات دول جهانى نصرانیّت چنانست که با امّت‌هاى اسلام معاملۀ مساوى نمى‌نمایند و آنها را در جمیع شئون با نصارى برابر نمى‌دانند. دولتهاى مسیحى در بغض و عداوت و هجومشان بر ممالک اسلامى، و بر ذلیل کردن و وادار ساختن آنها بر ناملائمات و امور ناگوار، بدین عذر خود را منتحل مى‌کنند که کشورهاى اسلامیّه، در انحطاط و پستى به درجه‌اى سقوط دارند که خود قادر بر انجام شئونشان نیستند. و از همۀ اینها بالاتر آنست که این دولتهاى مسیحى پیوسته چشم خود را باز گذارده و از طرفى به همین ناحیه‌اى که ذکر شد مى‌دوزند، و از طرف دیگر به هزاران وسیله حتّى به جنگ و سلاح و آتش متشبّث مى‌شوند تا هر حرکت و نهضتى را که مسلمانان در بلادشان و دیارشان بخواهند در راه اصلاح و نهضت بکار برند، آن را نابود ساخته بکلّى ریشه‌کن سازند.
      تمام ملّت‌هاى مسیحى متّفق‌الکلمه و متّحد هستند در عداوت با اسلام، و روح این عداوت در کوشش و سعى آنها بصورت جهد و جدّ مختفى و پنهان پیوسته و به‌طور مداوم در نابود ساختن و هلاک نمودن عالم اسلام متمثّل است. مسیحیّت، مشاعر و مدارک فهم و شعور و آمال و آرزوها و رغبت‌ها و اشتیاقهائى که در سینۀ هر شخص مسلمانى جولان مى‌کند مى‌گیرد، و سپس آن را بصورت سخریّه و استهزاء و عبث و تنقیص و کوتاهى فکر و اندیشه جلوه مى‌دهد و متمثّل مى‌نماید. آنچه را که فرنگیان در نزد ما شرقیان تعصّب مذموم و ناپسند و حرام میدانند، در بلاد و وطن‌هاى خودشان إباء نفس و بزرگوارى و کرامت و شرف و عزّت ملّى و قومى خود میدانند؛ و آنچه را که در میان خودشان و شهرهایشان به عنوان غیرت ملّى و طائفگى مبارک و قومیّت مقدّس و وطنیّت معبود و محبوب بشمار مى‌آورند، در شرق آن را غلوّ ناپسند و افراط و زیاده‌روى در حبّ وطن میدانند و مضرّ و موجب مقت و دشمنى با اجنبىّ غربى مى‌شمرند.
      (منقول از مقاله‌اى تحت عنوان: الجامعة الإسلامیّة و الجامعة التّرکیّة، که در مجلۀ «العالم الإسلامى» در مارس سنۀ ١٩١٣ درج شده است و نویسندۀ مقاله گفته است: آن را از مسلمانى مورد وثوق، کبیر المنزلة و عظیم الشّأن اخذ نموده است.)»