اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

156
  • مصر و انگلیسها آن را بهم مى‌زنند، و سیّد را از مصر بیرون مى‌کنند.»1

  • بخشهائى از شرح حال و آثار سیّد جمال الدّین اسدآبادى‌

  • مؤلّف شرح حال و آثار سیّد، در اینجا به دنبال مطلب فوق گوید:

  • «بارى در سال ١٢٩٦ هجریّۀ قمریّه سیّد را با خادمش و شاگردش أبو تراب از مصر خارج مى‌کنند.

  • سیّد به هند مى‌رود. و در سنۀ ١٢٩٨ رسالۀ نیچِریَّة را در ردّ دهریّین نوشت و در بمبئى طبع شد. و در سنه ١٣٠٠ از هندوستان به لندن رفت، و بعداً به پاریس مى‌رود، و سه سال در آنجا ماند، و جریدۀ فریدۀ «العروة الوثقى» را به محرّرى شیخ محمّد عبده بر ضدّ پلتیکهاى انگلستان و اروپائیان در سال ١٣٠١ تأسیس، و مجّاناً به جمیع نقاط شرق فرستاد.

  • ولى افسوس که هجده شماره از آن بیشتر منتشر نشد و سپس توقیف شد.2

    1. «شرح حال و آثار سیّد جمال الدّین اسدآبادى» که به قلم میرزا لطف الله اسدآبادى و مقدّمه‌اى از حسین کاظم‌زاده (ایرانشهر) به طبع رسیده است. البتّه این مقدارى که ایشان از خطبۀ سیّد آورده‌اند و ما در اینجا ذکر نمودیم، بعضى از خطابۀ اوست که در ص ٢٨ تا ص ٣٠ از این کتاب، همشیره‌زادۀ مؤلّف از کتاب «گفتار خوش یار قلى» تألیف شیخ محمّد محلاّتى غروى آورده است؛ بدانجا مراجعه شود.
    2. أحمد أمین مصرى در کتاب «یوم الإسلام» ص ١٣٩ و ١٤٠ گوید: «مسلمین باید بر اساس اسباب حرکت کنند تا پیروز شوند. خداوند به اسم مسلم یا نصرانى یا بت‌پرست نظر نمى‌کند، بلکه فقط به اسباب اعتنا دارد. و در مثل عربى وارد است: و مَن‌ سارَ علَی‌ الدَّرْبِ وَصَل‌ «کسى که از جادّه برود، به مقصد مى‌رسد». تا آنکه مى‌گوید:
      «إنَّ اللهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي‌ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ تقدّم مسلمین در مرحلۀ اوّل و تأخّرشان در مرحلۀ اخیر و سپس نهضتشان در مرحلۀ ثالث، مجرّد حوادثى بدون علل طبیعى نبوده است. فقط و فقط معلول علّت‌ها و اسباب طبیعى بوده است که صاحبان عقلهاى قوى ادراک مى‌کنند ... به همین لحاظ بسیارى از مصلحین، به جامعۀ اتّحاد اسلامى مردم را فرا مى‌خوانند؛ و مقصودشان رابطه‌اى است که میان مسلمین در اقطار مختلفه از پارس و ترک و عرب پیوند دهد. و این کلمه یعنى اتّحاد مسلمین در قرن گذشته براى اروپائیان کلمه موحشى بود. و آنچه را که مرحوم سعد زغلول گفته است که: «صفر با صفر مى‌شود: صفر» درست نیست، بلکه صحیح آنست که بگوئیم: «پنج ناقص در پنج ناقص مى‌شود: بیست و پنج». هریک از دول به تنهائى نمى‌تواند کارى بکند، و لیکن همگى با هم مى‌توانند در برابر استعمار اروپا بایستند، و از آنجائى که اروپائیان به تدریج و آهسته آهسته براى محق و نابودى مسلمین پیش مى‌روند؛ سزاوارتر آنست که مسلمین براى دفع ناملایمات و پدیده‌هاى غم‌افزاى استعمار، به تدریج و آهسته پیش بروند.
      اوّلین کسى که در عصر جدید بدین مطلب ندا در داد سیّد جمال الدّین افغانى بود.» تا آنکه مى‌گوید:
      «اروپا طاقت نیاورد بر جریدۀ «عروة الوثقى» که سیّد جمال الدّین در پاریس آن را منتشر مى‌کرد، و آن را بعد از صدور شمارۀ هجدهم توقیف نمود.» و در ص ١٤٤ گوید:
      «انگلیس به فرانسه اشاره کرد تا جریدۀ «عروة الوثقى» سیّد جمال الدّین افغانى را توقیف نماید؛ همان‌طورکه در تمام اروپا از این جامعۀ اتّحاد اسلامى انتقاد کردند و اعلان کردند تا آن را زشت و قبیح بشمارند. انگلیس و فرانسه دانستند که: این اتّحاد به جهت غیرت بر اسلام است، فلذا آن را ناپسند انگاشتند و آن را بزرگترین رذیله از رذائل اخلاقى دانستند و مسلمانان را ترسانیدند از چنین اتّحاد به امید آنکه مسلمین بترسند و آن را مکروه بدانند و از آن عدول نمایند؛ با آنکه این غیرت و تعصّب فضیلتى است از اکبر فضائل که در مقابل تعصّب نصارى بر ضدّ مسلمین قرار مى‌گیرد.»