اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نسخه عربی

نور ملکوت قرآن - ج3

16
  • حضرت فرمود: ذَاکَ خَیْرُ سُبُلِهَا. «این بهترین راه مصرف آن بود.»

  • و پس از آن فرمود: اى أبا أخطل! این جوانى که با تست کیست؟! گفت:

  • پسر من است و او شاعر است. حضرت فرمود:

  • عَلِّمْهُ الْقُرْءَ‌انَ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الشِّعْرِ! «به وى قرآن تعلیم کن که براى او از شعر بهتر است!»

  • تأثیر کلام أمیرالمؤمنین علیه السّلام بر فرزدق، که به پدرش فرمودند: علّمه القرءان‌

  • این گفتار حضرت در جان فرزدق اثر کرد، تا به جائى که بر خود قیدى و وزنه‌اى نهاد و سوگند یاد کرد که آن قید را از خود برندارد تا اینکه قرآن را حفظ کند. و همین کار را هم کرد؛ قید را نگشود تا تمام قرآن را از بر کرد. و ازاین‌روست آنجا که گفته است:

  • وَ ما صَبَّ رِجْلی‌ فی حَدیدٍ مُجاشِعٍ***مَعَ الْقِدِّ إلاّ حاجَةٌ لی اُریدُها
  • «و پاى مرا در حلقۀ آهن تنگ و ریسمان چرمى دبّاغى نشده که اسیران را با آن قید مى‌کنند، نینداخت مگر حاجت و تقاضائى که من طالب آن بودم.»

  • ابن أبى الحدید در اینجا گوید: «در گفتار أمیرالمؤمنین علیه السّلام به غالب بن صعصعة که پدر فرزدق است با خطاب یا أبا الأخْطَل پیش از اینکه آن حضرت بداند که آن جوان پسر اوست و شاعر است، سرّى است غامض به حدّى که نزدیک است آن را از اخبارهاى غیب به شمار آوریم. و باید حضرت با نظر تیز و دوربین خود، نظر به آتیه دور و دوران وى کرده باشد.1

    1. .چون أخطل لقب یکى از شعراى معروف بوده است، و این خطاب حضرت با این کنیة، اشاره است که فرزند او شاعرى است همچون أخطل. در «هدیّة الأحباب» ص ٢١١، محدّث قمّى در نام فرزدق گوید:
      «نام او همام بن غالب، و کنیه‌اش أبو فراس است؛ و یکى از شعراى معروف است که گفته‌اند: در اسلام مثل فرزدق و جریر و أخطل شاعرى نبود. و یونس گفته است: اگر شعر فرزدق نبود، ثلث لغت عرب از میان رفته بود.» و نیز در «الکُنى و الألقاب» طبع صیدا، ج ٣، ص ١٧ به بعد، احوال او را مفصّلا آورده است، و قصیدۀ میمیّۀ وى را بالبداهة در حضور هشام بن عبد الملک بن مروان در وصف و مدح حضرت سجّاد علیه السّلام در کنار خانه خدا که مردم نتوانستند حجر الأسود را ببوسند و هشام نیز متمکّن از بوسیدن نشد ولى همین‌که حضرت در طواف خود به حجر رسید، همه مردم کنار رفتند و راه دادند و حضرت استلام کردند؛ مفصّلا ذکر کرده است. مرحوم مامقانى در «تنقیح المقال» ج ٢، ص ٤ در أبواب الفاء به نام فرزدق مفصّلا ترجمه او را ذکر کرده است و قصیدۀ میمیّۀ او را تا آخر آورده است.
      فرزدق در سنۀ ١١٠ هجرى وفات کرد و پس از او جریر نیز در همان سال رحلت نمود.