
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
183انگلیسها التیام مىدهیم، در این صورت مراجعت شما به ایران اشکالى نخواهد داشت!
شاه بدون تأمل در جواب گفت: اگر شما بدانید که تقاضاى آنها چیست هرگز چنین پیشنهادى را نمىکردید! من اگر تسلیم آنها بشوم در هر صورت نقشهاى که طرح شده عملى مىشود، با این شرط که کلّیّۀ تقاضاهاى آنها ملّى مىشود منتهى با دست من. و در این صورت من مفتضح و بدنام خواهم شد، و رضا خان جنّتمکان.
بگذارید خود رضا خان نقشۀ آنها را عملى نماید؛ در این صورت بالأخره او رسوا و مفتضح خواهد بود، و من جنّتمکان. قضاوت این امر هم با تاریخ است که گذشته را دیده و آینده را خواهد دید، آن وقت هر دو را با هم سنجیده، قضاوت خواهد کرد. فعلاً از من جز تسلیم مقدّرات گشتن کار دیگرى ساخته نیست.
و اگر خانوادۀ قاجاریّه هم منقرض مىشوند بشوند، ولى من موجبات بدبختى کسى را فراهم نیاوردهام. و حاضر نیستم به هیچوجه تسلیم ارادۀ دیگران بشوم، و تا دنیا باقى است و نامى از تاریخ برده مىشود، به بدنامى نام خود را ثبت نمایم؛ حالا هر که هر چه تصوّر مىکند بکند.
اگر نسبت جبن و ترس به من مىدهند بدهند؛ نسبت خیانت به من نمىدهند. باز این خود یک خوشبختى است براى من و براى خاندان من!»1
«گویا روى همین سوابق بوده که پُوانکاره رئیس جمهور اسبق فرانسه که با أحمد شاه خیلى دوست بوده و اغلب با یکدیگر ملاقاتهائى گرم غیر رسمى و دوستانه مىنمودهاند، به أحمد شاه اظهار کرده است که: من تعجّب مىکنم که
- «زندگانى سیاسى سلطان أحمد شاه» ص ٢٨٦ و ٢٨٧
