اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

196
  • روزى که شود إذا السّماء انفطرت‌***و آنگه که شود إذا النّجوم انكدرت‌
  • من دامن تو بگیرم اندر سئلت‌***گویم: صنما! بأىّ ذنب قتلت؟
  • * * *

  • عشق تو مرا أ لست منكم ببعيد***هجر تو مرا إنّ عذابى لشديد
  • بر کنج لبت نوشته یحیى و یمیت‌***من مات من العشق فقد مات شهید
  • شمشیر ابن ملجم مرادى بر قرآن فرودآمد و آن را شکافت. قطعات بدن حسین علیه السّلام اوراق جداجداشده قرآن است. چه خوب شاعر این واقعیّت را در پیکر وى که از فرط نور تجلّیات جلال حضرت حقّ مصحفانه ورق ورق شده و بر روى زمین افتاده است، شرح مى‌دهد:

  • چو رسید زینب مبتلا بر قتلگاه پر از بلا       ***       رَأَتِ الحُسَیْنَ مُقَطّعاً وَ عَلَى التّرابِ مُرَمَّلاً
  • ز تجلّیات جمال حقّ شده مصحفانه ورق ورق***ز وفا نوشته به هر ورق که: أنا الشَّهیدُ بِکَرْبَلا
  • ز نجوم زخم تنش فزون، ز حساب و شماره شده برون***زده خیمه گرد وجود آن، سپه مصیبت و ابتلا
  • چو بدید کشته برادرش، ز وفا گرفت چو در برش***سخنى شنید ز حنجرش فأجابه که بَلَى بَلَى‌
  • که مگر نه‌اى تو برادرم؟ ز نژاد حضرت مادرم؟***به فداى پیکر تو سرم، لِمَ فى التّراب مُجَدَّلاً؟