
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
210مىباشند که عبارتند از: سورۀ بقره، آل عمران، نساء، مائدة، أنعام، أعراف، أنفال و توبة بنا بر آنکه این دو سوره را یک سوره بدانیم. و در حقیقت چون این دو سوره، دو سوره محسوبند؛ بنابراین مجموع این هشت سوره با سورۀ فاتحه ٩ مىشود که چون از ٧٧ سوره کسر کنیم باقى مىماند ٦٨ سوره که بدانها مفصّلات گویند.
هفت سورۀ بزرگ اوّل قرآن را سور طوال گویند که باید پس از اعراف، سورۀ یونس را به شمار آورد. و لیکن عثمان در وقت جمعآورى قرآن، سورۀ انفال و توبه را بر سورۀ یونس مقدّم داشت، زیرا وى سورۀ توبه را که بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ندارد، سورۀ مستقلّ نمىدانست و آن را از متمّمات سورۀ انفال مىدانست.
بنابراین، این دو سوره که در نزد او یک سوره بودند، از سورههاى طوال محسوب مىشده است.
ولى چون به عثمان اعتراض کردند که: رسول الله سوره یونس را بعد از سوره اعراف قرار دادهاند و او را جزء سورههاى طوال شمردهاند، جوابى نداشت که بگوید، و گفت: من از این قرارداد رسول خدا اطّلاعى نداشتم.
از میان سورههاى مفصّلات به هفت سوره که آیات آنها در حدود یکصد آیه است سور مئین هم مىگویند، یعنى «صد آیهایها»، و آنها عبارتند از: سورۀ إسراء، کهف، مریم، طه، أنبیاء، حجّ و مؤمنون.
و بنا بر آنچه ذکر شد، روایتى را که کلینى در «کافى»1 آورده است، و شیخ محمّد حسن در کتاب «جواهر» در باب بابُ استِحبابِ قِراءةِ السّورةِ بعدَ الحمدِ فی
- «اصول کافى» ج ٢، ص ٦٠١؛ این روایت را کلینى از علىّ بن إبراهیم از صالح بن سندىّ از جعفر بن بشیر از سعد اسکاف روایت مىکند؛ و در تتمّه آن وارد است که: وَ التَّوْراةُ لِموسَی، وَ الإنْجیلُ لِعیسَی، وَ الزَّبورُ لِداوُدَ.
