
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
220دربارۀ این مؤمنین اگر تصمیم و اراده بر امرى و جنگى قرار گرفت، در صورتى که با خدا از در صدق وارد شده و راه راست را بپیمایند، البتّه براى ایشان این امر، مطلوب و نیکو و مختار و انتخاب شده است.
آیا شما این امید را دارید که اگر در روى زمین به حکومت و ولایتى برسید، ایجاد فتنه و فساد نمائید و قطع رحم نموده، با ارحام و اقرباء و خویشاوندان خود بریدگى و جدائى نموده، پیوند خود را بگسلید؟!
این گروه از مردم آنانند که خداوند برایشان لعنت فرستاده و نداى دورباش از رحمت خود را زده؛ و بنابراین گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور کرده است (بهطورىکه ابدا از شنیدن و دیدن آیات الهى عبرت نمىگیرند و درس تذکار و تنبّه و بیدارى نمىآموزند).
آیا این گروه از مردم مؤمن در قرآن تدبّر و تأمّل نمىنمایند، یا آنکه بر روى دلهایشان قفلهاى عدم ادراک و حجابهاى تاریک زده شده و نمىگذارد آن نور باطن و ادراک وجدانى بروز کند و اثرش در خارج مشهود گردد؟!»
در این آیه، نفاق و شکّ و تردید مردم مریض القلب و سیاهدل را ذکر مىکند که با نزول آیات قرآن و امر به جهاد، گویا حالت مرگ و غبار یأس و سردى و فسردگى و ترس از کشته شدن چنان بر چهرۀ آنها نشسته است که چشمهایشان در کاسۀ سر فرورفته و آخرین نفسهاى زندگى را در حال اغماء و بىهوشى مىکشند.
يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ.1
«منافقین از آن مىترسند که دربارۀ آنها سورهاى نازل شود و از مکنون
- .آیه ٦٤، از سوره ٩: التّوبة
