
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
226عطف، گرچه اگر واو را عاطفه بگیریم و بر سر فِي الْعِلْمِ وقف کنیم و بگوئیم: وَ مَا يَعْلَمُ تَأوِيلَهُو إلاَّ اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ «تأویل قرآن را غیر از خدا و راسخین در علم کسى نمىداند.» نه از جهت اعراب و ترکیب ادبیّت، و نه از جهت مفاد و محتوى و معنى اشکالى لازم نمىآید.
امّا ظهور کلام اینست که واو عاطفه نباشد، و براى استیناف و ابتداى گفتار بکار گرفته شده است. و لنگه و عدل طرف تردید است که صدر آیه فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ بر آن دلالت دارد.
علىهذا مفهوم از عبارت این مىشود که: مردم در اخذ به کتاب خدا به دو گروه منقسم مىگردند:
یک دسته کسانى هستند که از مَا تَشَابَهَ (متشابهات) پیروى مىنمایند، و یک دسته کسانى هستند که مىگویند: چون چیزى از قرآن متشابه شود، ما به آن ایمان مىآوریم زیرا همه از جانب خداست (ءَامَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا). و در این صورت فقط اختلافشان از ناحیۀ زَیغُ القَلب (انحراف اندیشه) و رُسوخُ العِلم (دانش راسخ و اصیل و صحیح) است.
علاوه بر این اگر واو را عاطفه بگیریم، یک اشکال مهمّ را مستلزم است؛ و آن اینکه از دأب قرآن خارج شدهایم. توضیح آنکه:
اگر واو عاطفه باشد، راسخین در علم، با خداوند در علم به تأویل مشترک مىشوند؛ و مسلّما رسول الله نیز از راسخین در علم است و افضل آنهاست. و چگونه تصوّر مىشود که قرآن بر قلب او نازل شود و مراد و معنى آن را نداند!
و در این صورت از دأب قرآن بیرون رفتهایم. چون دأب قرآن آنست که: وقتى یاد از امّت مىکند و یا جماعتى را نام مىبرد که در بین آنها رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم است، اوّلا به جهت تشریف و تعظیم و تکریم
