
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
27مورّخ معاصر ما، عبّاس إقبال آشتیانى گوید:
«قرن سیزدهم و چهاردهم اروپا دورۀ روى کار آمدن یک عدّه بلاد تجارتى مهمّ آزاد یا نیمه مستقلّ است که به مناسبت رفت و آمد و معاملات اهالى آنها با بلاد دور دست مخصوصا شرق اسلامى، مرکز یک عدّه مردم روشنفکر شده بود که با آوردن ارمغانهاى مادّى و معنوى تازه، همشهریان خود را به اوضاعى نو آشنا مىکردند، و بتدریج موجد تغییراتى جدید در روش زندگانى و فکر ایشان مىشدند.
اهمّ این بلاد تجارتى عبارت بود از ونیز و فلورانس و ژن در ایتالیا، لیسبون در پرتقال، پاریس در فرانسه، بروژ و آنورس در فلاندر، لندن در انگلیس، هامبورگ و نورنبرگ در آلمان، نوگورود در روسیّه، و برگن در نروژ.
غالب این بلاد، یا از خود امراى متنفّذ ثروتمندى داشتند، یا تحت حمایت و ارادۀ پادشاهى بالنّسبه مقتدر بودند. و چون غیر از قدرت مِلکى این امرا و سلاطین که تازه در حال نضج بودند، از قدیم پاپ یعنى رئیس کلّ عیسویان و حاکم مطلق بر جان و مال عموم پیروان آئین مسیح نیز نفوذ و قدرت فوقالعاده داشت؛ بالطّبع ما بین او و امرا و سلاطین مزبور اختلافاتى بروز مىکرد، و گاهى نیز کار اختلافات به جنگ مىکشید.
و این احوال مقارن ایّامى بود که پاپها بنام دفع مرتدّین، و دفاع از دین مسیح بسیارى از مردم بىگناه را به فجیعترین وضعى مىکشتند؛ درحالىکه خود نیز چندان مردمى پاکدامن نبودند، و زندگانى خصوصى غالب ایشان آلوده به انواع مفاسد و رذائل اخلاقى بود.
کسانى که بر اثر پیشامد مقدّمات مذکور توانسته بودند زنجیر تعبّد را پاره کنند و در امور دین و دنیا از حدّ تقلید قدم فراتر گذاشته، از فکر خود و امثال خود استعانت جویند؛ چون این احوال و اوضاع را در دستگاه پاپها مشاهده
