
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
34و موساى واقعى را بدون هیچ پیرایه و نسبت زشت، و بدون هیچ انحراف و معصیت در فعل و در عقیده معرّفى مىکند. چرا شما در هنگام بازگشت از شام به پاریس و تدریس درس عبرى، از قرآن سخن به میان نیاوردى؟ و آیاتى را که از عیسى در سورۀ مریم و آل عمران است1، و آیاتى را که از موسى در سورۀ
- حضرت آیة الله علاّمه طباطبائى قدّس الله سرّه الشّریف، گهگاهى براى ما آیات آخر سورۀ مائده را مىخواند؛ قدرى با تأنّى و آرام، و چنان در وجد و حال مىرفت که حدّ نداشت. و کرارا مىفرمود: این آیات از جهت سیاق و طریق تخاطب و نشان دادن مقام ربوبیّت حقّ و عبودیّت مسیح بن مریم و ملاحظۀ ادب در موقف الهى غوغا کرده است:
وَ إِذْ قالَ اللهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ* ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ* إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ* قالَ اللهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ* لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
«و اى پیغمبر ما! یاد بیاور زمانى را که خدا گفت: اى عیسى پسر مریم! آیا تو به مردم گفتى: مرا و مادرم را بپرستید، غیر از خداوند؟! عیسى گفت: خداوندا! تو پاک و منزّهى از آنکه کسى در عبادت شریک تو شود. گفتارى که حقّ نیست، در توان و قدرت من نیست که بگویم. اگر من گفته بودم، تحقیقاً تو دانسته بودى! آنچه را که من در نیّت دارم تو از آن خبر دارى و لیکن آنچه را که تو در نیّت دارى من از آن بىخبرم. و فقط و فقط تو هستى که به پنهانىها و غیبها علم و اطّلاع دارى! من به آنها نگفتم مگر همان چیزى را که تو به من امر نمودى که خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید! و من گواه و ناظر بر احوال و اعمال ایشان بودم تا وقتى که در میان آنها بودم؛ پس چون تو مرا به سوى خود بردى فقط و فقط تو مراقب و پاسدار آنان بودى! و تو هستى که بر هر چیز حاضر و ناظرى. اگر مردم را در اثر این خطایشان عذاب کنى، (اختیار با تست) چون آنها بندگان تو هستند (ملک طلق و عبد رقّ تو مىباشند) و اگر آنها را مورد غفران و آمرزش خود قرار دهى، تو هستى که فقط داراى عزّت و حکمتى. (در کارهایت بواسطۀ غفران گنهکار، فتورى دست نمىدهد، و ذلّت و پستى ترا فرا نمىگیرد، و از حکمت و اتقان و استواریت کم نمىشود و فتور نمىپذیرد.)
خداوند گفت: این روز روزى است که صدق صادقان بدانها سود مىبخشد؛ از براى ایشانست باغهاى پر از درخت سر به هم آورده که در آنها نهرهاى آبروان جارى است، و بهطور جاودان در این بهشتها زیست مىنمایند. خداوند از آنها راضى است، و آنها نیز از خداوند راضى هستند، و اینست کامیابى و ظفر عظیم. از براى خداوند است ملکیّت آسمانها و زمین و آنچه در درون آنهاست؛ و او بر هر چیزى تواناست.»
- حضرت آیة الله علاّمه طباطبائى قدّس الله سرّه الشّریف، گهگاهى براى ما آیات آخر سورۀ مائده را مىخواند؛ قدرى با تأنّى و آرام، و چنان در وجد و حال مىرفت که حدّ نداشت. و کرارا مىفرمود: این آیات از جهت سیاق و طریق تخاطب و نشان دادن مقام ربوبیّت حقّ و عبودیّت مسیح بن مریم و ملاحظۀ ادب در موقف الهى غوغا کرده است:
