
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
39...1
این گفتار او در قسمت اوّل بود، و همانطورکه ملاحظه مىشود در نهایت اتقان و استوارى است.
گفتار آلکسیس کارل؛ و تجاهل و تغافل او نسبت به عرفان إسلامى
و امّا گفتار او در قسمت دوّم آنست که مىگوید:
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و دیوانهایست که به آنها زمام امور داده شود و کلید خزائن به آنها واگذار شود؛ امّا آنها بیشتر از این نمىفهمند که با آن جواهرات بازى کنند.»
و در جاى دیگر مىگوید: «یک نفر فیلسوف هندى از من شنید که من از تمدّنمان تعریف مىکنم و آن را به غایت مىستایم و مىگویم: یک نفر راننده اتومبیل سیصد یا چهارصد میل را در یک ساعت مىپیماید در روى رملها و شنها، و هواپیمائى از مسکو تا نیویورک در بیست یا پنجاه ساعت مىرسد. آن فیلسوف هندى گفت: شما مىتوانید در هواء مثل پرنده پرواز کنید و در آب مثل ماهى شنا نمائید، و لیکن نمىدانید چگونه روى زمین راه بروید!»
در جاى سوّم از همین کتاب مىگوید: «نظر بیفکن به این طیّارهاى که در آسمان به غایت بالا مىرود و چون حلقهاى دائرهاى شکل مىگردد، در پندار تو اینطور مىآید که:
سازندگان آن در علمشان و لیاقتشان ما فوق بشر مىباشند. آنان که در اوّلین وهله بر آن پرواز نمودند در علوّ همّتشان و جرئچتشان پهلوانانى بودند، و لیکن اینک نظر کن به مقاصد زشت و نکوهیدهاى که طیّاره را در استخدام خود آورده است و در آتیه آن را چگونه بکار مىبندد ...
کارى از آن بر نمىآید مگر پرتاب کردن بمبها مخصوصا بمبهاى اتمى و تکّه تکّه کردن اجساد انسان، و خفه نمودن زندگان، و سوزاندن بدنها، و پرتاب کردن گازهاى سمّى، و پاره پاره کردن مستضعفین که هیچ پناهى براى فرار از این شرّ ندارند. اینها مقاصد مردم احمق و یا مقاصد شیاطین است.»
و در جاى چهارم از کتاب گوید: «مورّخین فردا درباره ما چه خواهند گفت که چگونه ما طلا را استعمال مىکنیم؟ آنها البتّه مىگویند: ما براى اطّلاع و خبر از محلّ و جاى طلا، به بىسیم و امواج متوسّل شدهایم. آنگاه کیفیّت أشکال و طرزى را که صاحبان بانکها طلا را توزین مىکنند و باکمال لیاقت و مهارت آن را مىشمرند، توصیف مىنمایند و بیان مىکنند که چگونه قانون جاذبه ما را در انتقال آن از پایتختى به پایتخت دیگر رهبرى کرد. و البتّه در تاریخ تسجیل خواهند نمود که: کسانى که شبیه به وحوش هستند و ماهرند و در فتوحات صنعتىشان نهایت جرأت را دارند، از مصرف و اعطاء به تعاونیهاى بین المللى که طلا را طلب نموده و براى تقسیم صحیح، امید ضبط و دسترسى به آن را دارند؛ عاجز و ناتوان مىباشند. آن کسان هیچ قصدى و نیّتى ندارند مگر اینکه معادن را با اسرع سرعتهاى ممکنه دفن کنند، ایشان طلا و معادن را از درون زمین در جنوب آفریقا استخراج نموده و در بانکهاى لندن و نیویورک و پاریس دفن مىنمایند.»
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و دیوانهایست که به آنها زمام امور داده شود و کلید خزائن به آنها واگذار شود؛ امّا آنها بیشتر از این نمىفهمند که با آن جواهرات بازى کنند.»
