
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
47ممکن، در برابر تعدّى و تجاوزش قیام و اقدام نمایند.
تعمیم نعمت اسلام، ایجاب جهاد مىکند
و امّا فریضه جهاد از این عالىتر و دقیقتر است. جهاد عبارت است از آنکه: لشکر اسلام بدون سابقه دشمنى، و بدون تجاوز و تخطّى از طرف مقابل، صرفاً بر اساس هدایت او به توحید، و اقرار به شهادتین: أشهدُ أن لا إله الاّ اللهُ وَ أشهد أنّ محمّداً رسولُ الله حرکت مىکند در سرزمین دشمن، و ایشان را به دین اسلام فرا مىخواند. و البتّه معلوم است که باید اهالى آن سرزمین غیر مسلمان باشند؛ خواه از مشرکین و مادّیّین و طبیعیّین و خواه از گروه بودا و برهمن و کنفسیوس و غیرها و خواه از اهل کتاب مانند یهود و نصارى و مجوس.
أحکام جهاد، از قتل و اسارت و فدیه و نهب و غارت
در هر حال اگر به مجرّد دعوت به اسلام، دین حقّ را پذیرفتند که هیچ؛ نه آنها را مىکشند و نه جزیه مىگیرند. لشکر اسلام در این حال برمىگردد، و مصارف جنگ از تجهیز سپاه و غیره همه به عهدۀ سائر مسلمین و بیت المال مسلمین است و حتّى یک درهم هم از گروه مغلوب اسلام پذیرفته، اخذ نمىشود.
و اگر اسلام را قبول نکردند و بر آئین خود باقى ماندند، در این صورت اگر از اهل کتابند آنها را وادار به جزیة (مالیات و خراج به صندوق حکومت اسلام)1 مىکنند. و اگر قبول جزیه ننمودند و یا از اهل کتاب نبودند، همچون
- و این جزیه و خراج در مقابل تعهّدى است که دولت اسلام براى آنها مىکند که در حمایت و ذمّه اسلام باشند. و حکومت اسلامى آنها را در پناه خود از هرگونه آسیب و تعدّى و حملۀ دشمن حفظ مىکند، و اگر دشمن به آنها حمله کرد بدون اخذ وجهى از ایشان، لشکر مىکشد و از پول بیت المال اسلام دشمنانشان را دفع مىکند. و همچنین جان و مال و ناموس و عرضشان در عهده حکومت اسلام محفوظ است. از درمانگاهها و بیمارستانها و مدارس و مکتبهها و غیرها طبق قرارداد با حکومت بهرمند مىشوند. از برق و آب و تلفن و گاز و پاسداران نظامى و شهربانى و از خدمات شهردارى و عدلیّه بهرمند مىشوند. خلاصه از این جهات همانند یک نفر مسلمان محسوب مىگردند و دیگر زکات و خمس نمىدهند و مالیاتى دیگر مشابه مسلمین نمىپردازند. در این وقت حکومت اسلام با آزادى کامل در هدایتشان مىکوشد و از راه بحث و منطق و ارائۀ ادلۀ صحیحه آنها را در پذیرش اسلام مختار و آزاد مىگذارد. آنها هم که بتدریج با منطق قرآن آشنا شدند، و از طرفى طرز عمل و رفتار مسلمین را بالعیان دیدند، و از مزایا و مساهلتهاى اسلام در برابر مشکلات و قوانین پیچیده و درهم رفتۀ خود مطّلع شدند، خود به خود بالطّوع و الرّغبة اسلام را مىپذیرند، و دست از کیش و آئین سابق خود هر چه باشد برمىدارند.
در تاریخ، کشورهاى بسیارى را سراغ داریم که خودشان بعد از قبول جزیه، از روى اختیار مسلمان شدهاند.
- و این جزیه و خراج در مقابل تعهّدى است که دولت اسلام براى آنها مىکند که در حمایت و ذمّه اسلام باشند. و حکومت اسلامى آنها را در پناه خود از هرگونه آسیب و تعدّى و حملۀ دشمن حفظ مىکند، و اگر دشمن به آنها حمله کرد بدون اخذ وجهى از ایشان، لشکر مىکشد و از پول بیت المال اسلام دشمنانشان را دفع مىکند. و همچنین جان و مال و ناموس و عرضشان در عهده حکومت اسلام محفوظ است. از درمانگاهها و بیمارستانها و مدارس و مکتبهها و غیرها طبق قرارداد با حکومت بهرمند مىشوند. از برق و آب و تلفن و گاز و پاسداران نظامى و شهربانى و از خدمات شهردارى و عدلیّه بهرمند مىشوند. خلاصه از این جهات همانند یک نفر مسلمان محسوب مىگردند و دیگر زکات و خمس نمىدهند و مالیاتى دیگر مشابه مسلمین نمىپردازند. در این وقت حکومت اسلام با آزادى کامل در هدایتشان مىکوشد و از راه بحث و منطق و ارائۀ ادلۀ صحیحه آنها را در پذیرش اسلام مختار و آزاد مىگذارد. آنها هم که بتدریج با منطق قرآن آشنا شدند، و از طرفى طرز عمل و رفتار مسلمین را بالعیان دیدند، و از مزایا و مساهلتهاى اسلام در برابر مشکلات و قوانین پیچیده و درهم رفتۀ خود مطّلع شدند، خود به خود بالطّوع و الرّغبة اسلام را مىپذیرند، و دست از کیش و آئین سابق خود هر چه باشد برمىدارند.
