
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
48مشرکین و دهریّین، در این صورت باید لشکر اسلام با آنها بجنگد تا قبول دین حقّ را بنمایند. و در این فرض نیز مفرّى براى آنان غیر از قتل و یا اسارت نیست، و مسلمین حقّ نهب و غارت و اسارت ذرارى و زنان را دارند.1
- أحمد أمین مصرى در کتاب «یوم الإسلام» ص ١٨٣ گوید: «و فقهاى مسلمین در فقهشان در حسن معامله با اهل کتاب، و در تساوى حقوق که آنچه بر نفع ماست بر نفع آنان باشد و آنچه بر ضرر ماست بر ضرر آنها هم باشد؛ رویّه و سیر خود را بنا نهادند. بلکه چون فارس را گشودند، با پیروان مذهب زردشت معاملۀ اهل کتاب نمودند. و اگر اسلام با بتپرستان قدرى شدّت به خرج داده است و با اهل کتاب آن شدّت را بکار نبرده است، براى آنست که اسلام بتپرستى را انحطاط در انسانیّت مىنگرد که واجب است آن را علاج نماید و ریشهاش را از بن درخت انسانیّت بردارد. و بنا بر همین منهاج، مسلمین در طول اکثر تاریخشان با حسن معامله با اهل کتاب رفتار نمودهاند. تا زمانى که آنان جزیۀ خود را بپردازند، مسلمین از آنها حمایت نموده، در پناه خود به حفظ و پاسدارى از آنها مىپردازند و به ایشان رخصت مىدهند تا در کلیساها و کنیساهاى خود عبادت کنند. و این جزیه و مالیات در مقابل سربازگیرى است، که از آنها گرفته نمىشود؛ چون اسلام از جانب آنها ایمن نیست که در صورت سربازگیرى از آنها، آنان با دشمن همکیش خود بسازند؛ اسلام به غیرت و حمیّت رزمى ایشان وثوق ندارد، فلهذا سرباز و لشکرىّ و سپاه از اهل کتاب نمىگیرد. و به عوض حمایتى که با سربازان مسلمان خود از جان و مال و ناموس آنها مىکند، بجاى جنگ و قتال، مقدارى مال از ایشان اخذ مىکند.
و اگر تو مقارنه و مقایسه بیندازى میان معاملهاى که مسلمین در دولتهایشان با یهود و نصارى کرده و مىکنند، و معاملهاى که نصارى در دولتهایشان با مسلمین کرده و مىکنند، روشن خواهد شد که تا چه درجه مسلمین اهل گذشت و تسامح مىباشند و چقدر گذشت و تسامح در نصارى نایاب است! تا اینکه حقّا صحیح است که مسلمین با تشریع فقهایشان که در دوره اوّل بودهاند دربارۀ معامله با اهل ذمّه، و یا تطبیق آن بر ایشان در عصرهاى مختلفه، افتخار کنند.»
- أحمد أمین مصرى در کتاب «یوم الإسلام» ص ١٨٣ گوید: «و فقهاى مسلمین در فقهشان در حسن معامله با اهل کتاب، و در تساوى حقوق که آنچه بر نفع ماست بر نفع آنان باشد و آنچه بر ضرر ماست بر ضرر آنها هم باشد؛ رویّه و سیر خود را بنا نهادند. بلکه چون فارس را گشودند، با پیروان مذهب زردشت معاملۀ اهل کتاب نمودند. و اگر اسلام با بتپرستان قدرى شدّت به خرج داده است و با اهل کتاب آن شدّت را بکار نبرده است، براى آنست که اسلام بتپرستى را انحطاط در انسانیّت مىنگرد که واجب است آن را علاج نماید و ریشهاش را از بن درخت انسانیّت بردارد. و بنا بر همین منهاج، مسلمین در طول اکثر تاریخشان با حسن معامله با اهل کتاب رفتار نمودهاند. تا زمانى که آنان جزیۀ خود را بپردازند، مسلمین از آنها حمایت نموده، در پناه خود به حفظ و پاسدارى از آنها مىپردازند و به ایشان رخصت مىدهند تا در کلیساها و کنیساهاى خود عبادت کنند. و این جزیه و مالیات در مقابل سربازگیرى است، که از آنها گرفته نمىشود؛ چون اسلام از جانب آنها ایمن نیست که در صورت سربازگیرى از آنها، آنان با دشمن همکیش خود بسازند؛ اسلام به غیرت و حمیّت رزمى ایشان وثوق ندارد، فلهذا سرباز و لشکرىّ و سپاه از اهل کتاب نمىگیرد. و به عوض حمایتى که با سربازان مسلمان خود از جان و مال و ناموس آنها مىکند، بجاى جنگ و قتال، مقدارى مال از ایشان اخذ مىکند.
