
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
56عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرُّونَ إلَی الْجَنَّةِ بِالسَّلاَسِلِ.
«تبسّم من از شگفتى بود از این قومى که آنها به سوى بهشت با زنجیرها کشانده مىشوند.»
حکیم متألّه صمدانى: حاجّ ملاّ هادى سبزوارى تغمّده الله فى رضوانه در شرح این عبارت گوید:
«یعنى عجب دارم از قومى که کشانده مىشوند بسوى بهشت به زنجیرها و به جبر و إکراه. یعنى به ایمان که عین بهشت بود کشانده مىشدند. بلکه ایمان عیانى و حقّى، جنّة الصّفات و جنّة لقاء الذّات است.»1و2
ذکر داستان در «مثنوى» ملاّى رومى
و چون شرح این داستان را ملاّى رومى بتفصیل ذکر نموده است، ما در اینجا منتخبى از آن را که راجع به متن داستان است نقل مىنمائیم:
دید پیغمبر یکى جوق اسیر *** که همىبردند و ایشان در نفیر دیدشان در بند، آن آگاه شیر *** مىنظرکردند در وى زیر زیر تا همىخائید هریک از غضب *** بر رسول صدق، دندانها و لب - «شرح مثنوى» حاجّ ملاّ هادى سبزوارى، ص ٢٥٣
- آیة الله شعرانى در کتاب «راه سعادت» طبع اوّل، ص ١٠٧ گوید: «و از سهل بن سعد ساعدى روایت است که: با رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم بودیم، خندق حفر مىکرد؛ به سنگى رسید و تبسّم کرد. گفتند: یا رسول الله، خنده از چه بود؟! فرمود:
ضَحِکْتُ مِنْ ناسٍ یُؤْتَی بِهِمْ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ فی الْکُبولِ یُساقونَ إلَی الْجَنَّةِ وَ هُمْ کارِهونَ.
«خندیدم از مردمى که از سوى مشرق مىآورندشان، در بند کرده و ناخواهان آنها را به بهشت میرانند.»»
و ابن أثیر در «نهایة» در ج ٤، ص ١٤٤ در مادّه کَبَل گوید: «در روایت است: ضحِکتُ من قوم یُؤتی بهم إلی الجنّة فی کَبل الحدید. الکَبْلُ: قیدٌ ضَخم؛ و قد کَبَلْتُ الأسیرَ وَ کبَّلْتُه، مخفَّفًا و مثَقّلاً، فهو مَکْبولٌ وَ مُکَبَّلٌ.»
