
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
61گردند و خود بالطَّوع و الاختیار مسلمان شوند. و این حکم چنانکه خواهیم دید، یگانه راه چاره درست و صحیح است که بر اساس فلسفۀ اسلام پایهگذارى شده و حکم قطعى عقلى بر آن امضا مىنهد و حکم شرعى از کتاب و سنّت در آن اشکال نمىبیند.
ولى بنا بر قرار بروسل یکصد سال است که خریدوفروش بندهها را در دنیا قدغن اعلام نموده و به هیچوجه من الوجوه بردهدارى را جائز نشمردهاند. و این را به عنوان حمایت بشر و در زیر پوشش انصاف و عدالت تحویل داده، منّتى گذارده و همنوعان و أبناء جنس خود را إلى الأبد از زیر بار رقّیّت و تحمّل مشاقّ و مشکلات یوغ اسارت و بردگى خلاص بخشیدهاند.
و گهگاه دیده مىشود اوّلا به اسلام اشکال مىکنند که با این رفعت و عظمتش، کار غلامان را اصلاح نکرده است. و چطور این دینى که آورندهاش اعلان ابدیّت آن را نموده است، از این موضوع آزادى و الغاء حکم بردگى چشم پوشیده است؟!
و ثانیاً قوانین جاریه و راقیه که بدست ملل متمدّن غرب است، این تاج افتخار را بر سر زده و بشر را از تحت رقّیّت بیرون کشیده است. و بنابراین، حکم سیادت و اعتلاء براى ایشانست.
و ثالثا مىبینیم بعضى که مىخواهد از اسلام دفاع کند، اصل خوبى و نیکوئى الغاء حکم بردگى را مسلّم داشته است، و در صدد بیان علل عدم الغاء در زمان رسول خدا، و تفتیش و تجسّس در امکانات و مقتضیات آن عصر بر آمده؛ و روى این علل و اسباب، عدم لغویّت را در زمان آن حضرت توجیه کرده است.
ما إن شاء الله تعالى در این بحث، روشن خواهیم نمود که: این سخنان فریبى بیش نیست، و قرار «بروسل» جز الغاء نام بردگى و باقى گذاردن حقیقت و
