
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
65«بلکه فرشتگان، بندگان گرامى و ذوى الاحترام خدا هستند، که در گفتارشان از گفتار خدا پیشى نمىگیرند و ایشان به امر و فرمان او عمل مىنمایند.»
و نیز گفتار:
ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ.1
«خداوند مثال بندۀ مملوکى را زده است که بر هیچ کارى توانائى ندارد، با آنکس که ما به وى از روزى نیکوى خود روزى دادهایم و او از آن روزى و نعمت، در پنهان و آشکارا انفاق مىکند؛ آیا مىشود این دو نفر با همدیگر مساوى باشند!؟ حمد و شکر و سپاس مختصّ خداوند است، بلکه اکثریّت مردم نمىدانند.»
٢ ـ اعتبار عبودیّت و بندگى براى انسان و اسباب آن؛ مبدأ و علّت بردگی در تاریخ
٢ ـ اعتبار عبودیّت و بندگى براى انسان و اسباب آن:
آنچه تاریخ نشان مىدهد، بردهدارى از عصور قدیم شایع بوده است. و اصل معناى آن اینست که: انسان همچون سائر اجناس و أمتعه، متاعى است که در دست مالک آنست و او هرگونه تصرّفى و اختیارى دربارۀ او دارد؛ و بنده به هیچوجه از خود اختیار و ارادهاى در برابر اختیار و ارادۀ مالک خود ندارد. البتّه اساس این مطلب متّکى بر قواعدى بوده است که روى آن اساس عملى مىشده است، نه بهطور گزاف. کسى چنین قدرتى نداشت که هرکس را که دوست داشت آن را تملّک کند، بتواند؛ و یا هرکس را که دلخواهش باشد، ببخشد و یا بفروشد.
- آیۀ ٧٥، از سورۀ ١٦: النّحل
