اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج3

0
جلد ها

جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است  • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام  • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی می‌کند  • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن  • قرآن برملا‌کنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی  • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است  • تحلیل و بررسی برده‌داری در اسلام  • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است  • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار   • نظر مؤلف درباره سیدجمال‌الدین اسدآبادی   • نقشه‌های استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و روی‌کار‌آمدن قرآن  • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمد‌شاه قاجار  • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است  • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است  • قرآن بیان حقیقت امام است  • قرآن بدون امام در حکم جسد بی‌روح

نور ملکوت قرآن - ج3

88
  • نواحى آفریقا که برده‌گیرى در آنجا معمول بوده است کشانده مى‌شده‌اند. و امّا نظام برده‌گیرى از راه جنگ و اسارت اسیران که در خصوص این مورد، اسلام آن را انفاذ و امضا نموده است، اصلا هیچ‌گاه مورد بحث نبوده است.

  • ٩ ـ نگاهى به بناء حرّیّت انسان

  • ٩ ـ نگاهى به بناء حرّیّت انسان:

  • این حرّیّت که براى انسان میدانند، بر اساس شعور و ادراکات اوست. و چون تمام افراد بشر در شعور و ادراکات شریکند و اعطاء آزادى و حرّیّت به همۀ آنها در جمیع خواسته‌ها و مراداتشان موجب سلب حقوق و تضارب آنها مى‌شود، فلهذا بدون شکّ این حرّیّت و آزادى باید محدود شود. بیان این مطلب بدین گونه است که: انسان داراى شعور و فهم و ادراک است، و غریزۀ طلب و درخواست مشتهیات در او موجود است. و بدنبال این طلب، اراده و اختیار عمل مى‌کند و آنچه را که با شعورش فهمیده است و پس از آن با خواستش طالب آن بوده است اینک با اراده‌اش دنبال مى‌کند و به مرحلۀ تحقّق مى‌رساند و خارجیّت مى‌دهد.

  • تمام افراد انسان در این شعور و طلب و اختیار تساوى دارند؛ نه فرد قوى ادراکات و اراده‌اش بیشتر، و نه فرد ضعیف کمتر است. و به هیچ‌وجه نمى‌توان اراده فرد ضعیف را محدود به غیر از آنکه فرد قوى اراده مى‌کند نمود، و نیز نمى‌توان مضمحلّ و فانى در آن اراده قرار داد. و از جائى که تمام افراد ضعیف و قوى در سازمان انسانیّت شریکند و سهم مساوى دارند، و در خلقت و فطرت یکسانند، بنابراین اساس، اصل الغاء حکم بردگى را نهاده و آن را برانداخته‌اند.

  • و لیکن چیزى که هست اینست که باید ملاحظه نمود آیا به اصل حرّیّت و آزادى مطلق مى‌توان عمل کرد؟! و آیا بشریّت از روزى که پا به جهان نهاده است، روزى را پشت سر گذاشته است که در آن‌روز آزاد صرف بوده باشد؟! این مطلبى است که بسیار شایان تأمّل و دقّت است.