
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
231وَ إنَّمَا فَعَلَ ذَلِکَ لِئَلاَّ یَدَّعِیَ أهْلُ الْبَاطِلِ مِنَ الْمُسْتَوْلِینَ عَلَی مِیرَاثِ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ مِنْ عِلْمِ الْکِتَابِ مَا لَمْ یَجْعَلْهُ لَهُمْ، وَ لِیَقُودَهُمُ الاِضْطِرَارُ إلَی الاِیتِمَارِ بِمَنْ وَلاَّهُ أمْرَهُمْ؛ فَاسْتَکْبَرُوا عَنْ طَاعَتِهِ تَعَزُّزًا وَ افْتِرَآءً عَلَی اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ اغْتِرَارًا بِکَثْرَةِ مَنْ ظَاهَرَهُمْ وَ عَاوَنَهُمْ وَ عَانَد اللهَ جَلَّ اسْمُهُ وَ رَسُولَهُ.1
«سپس خداوند جلّ ذکره، بهواسطۀ گسترش رحمت عامّهاش و رأفت و محبّت به خلائقش و علمى که داشته است بر آنچه تغییر دهندگان و تبدیلکنندگان، در کلام وى احداث مىکنند؛ گفتار خود را در قرآن مجیدش به سه دسته تقسیم کرده است:
یک قسم از آن را تمام طبقات از عالم و جاهل میدانند. و یک قسم از آن را نمىفهمد مگر کسى که ذهنش پاک و احساسش لطیف و إدراک و عقل او صحیح بوده باشد، و از آن گروهى باشد که خداوند دل و سینهاش را براى پذیرش اسلام گسترده و منشرح نموده باشد. و یک قسم از آن را در نمىیابند مگر خدا و پیغمبرانش و آنان که در علم رسوخ دارند.
و این تقسیم گفتارش را در قرآنش بر این سه گونه، به دو جهت نمود: اوّل آنکه: اهل باطل و دروغ که بر میراث رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم استیلا یافته و آن را به غصب از روى خدعه و مکر ربودهاند، نتوانند از علوم قرآن چیزى را ادّعا کنند که براى آنها قرار داده نشده است.
دوّم آنکه: ضعف و نقصان علم در آنها، ایشان را ناچار کند تا فرمان آن کسى را که خداوند بهواسطۀ کثرت و شدّت علمش، صاحب ولایت و امر آنها
- .تفسیر «صافى» محدّث عظیم ملاّ محسن فیض کاشانى، ج ١، ص ٢٤٧
