
نور ملکوت قرآن - ج3
جلد سوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «توحیدی بودنِ منطق قرآن و تربیت انسان کامل توسّط قرآن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • منطق قرآن توحید خالص در جمیع شئون است • شاهنامه فردوسی مبایِن با روح اسلام • عیسی و موسای واقعی را قرآن معرفی میکند • جهل و تعصّب اورپا در عدم رجوع به قرآن • قرآن برملاکنندۀ خطاهای تورات و انجیلِ فعلی • فلسفۀ جهاد در اسلام، ایثار و انفاقِ توحید است • تحلیل و بررسی بردهداری در اسلام • علل ضعف مسلمین، ناشی از سستی در عمل به قرآن است • بحثی مفصل درباره اهداف و آرمانهای استعمار • نظر مؤلف درباره سیدجمالالدین اسدآبادی • نقشههای استعمار برای جلوگیری از اتحاد مسلمین و رویکارآمدن قرآن • بحثی دربارۀ فداکاریِ احمدشاه قاجار • قرآن موجب سیر کمالی نفوس مؤمنان است • ثمرۀ قرآن، تربیت انسان کامل است • قرآن بیان حقیقت امام است • قرآن بدون امام در حکم جسد بیروح
نور ملکوت قرآن - ج3
235کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ فَانْقَطَعَ شِسْعُ نَعْلِهِ. فَألْقَاهَا إلَی عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یُصْلِحُهَا. ثُمَّ قَالَ: إنَّ مِنْکُمْ مَنْ یُقَاتِلُ عَلَی تَأوِیلِ الْقُرْءَانِ کَمَا قَاتَلْتُ عَلَی تَنْزِیلِهِ.
فَقَالَ أبُوبَکْرٍ : أنَا هُوَ یَا رَسُولَ اللهِ؟! قَالَ: لاَ!
فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ : أنَا هُوَ یَا رَسُولَ اللهِ؟! قَالَ: لاَ! وَلَکِنَّهُ ذَاکُمْ خَاصِفُ النَّعْلِ؛ وَ یَدُ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یُصْلِحُهَا.
قَالَ أبُوسَعِیدٍ : فَأتَیْتُ عَلِیًّا فَبَشَّرْتُهُ بِذَلِکَ، فَلَمْ یَحْفِلْ بِهِ؛1 کَأنَّهُ شَیْءٌ قَدْ کَانَ عَلِمَهُ مِنْ قَبْلُ.2
«ما با رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم مىرفتیم که بند نعل او پاره شد. آن را به نزد علىّ انداخت تا اصلاحش کند. و سپس گفت: تحقیقاً در میان شما مردى است که براى برقرارى تأویل قرآن مىجنگد، همانطورکه من براى تنزیل قرآن جنگیدهام!
ابو بکر گفت: منم اى رسول خدا؟! گفت: نه!
عمر بن خطّاب گفت: منم اى رسول خدا؟! گفت: نه!
و لیکن آن مردى است که مشغول پینه زدن کفش است؛ و نعل حضرت در دست علىّ بود و به اصلاح آن مشغول بود.
أبو سعید مىگوید: من به نزد علىّ آمدم و او را بدین موهبت بشارت دادم. امّا او اعتنائى به حرف من ننمود؛ گویا این مطلب، امرى بود که خبرش را علىّ از پیش مىدانست.»»
و همچنین ابن أبى الحدید روایت مىکند از ابن دیزیل در این کتاب،
- .حفله و حفل به: اعتنى الیه.
- ما این حدیث ابن أبى الحدید را از «بحار» مجلسى، ج ٨، ص ٤٥٧ نقل نمودیم.
