
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
22نه تنها فرزند از نظر رنگ پوست و کیفیت سازمان اعضاء و جوارح و ترکیب استخوانها از پدر ارث میبرد، بلکه در هر ذرّهای از خون و در هر سلّول ریز ذرّه بینی، به تمام معنی مشابه با ذرّه خون پدر و با ذرّات ذرّه بینی سلّولهای اوست؛ بهطوریکه طفلی که پدرش مشکوک باشد از راه تجزیه خون او میتوان پدر او را معین نمود.
چون در حقیقت، طفل شاخه و فرعی است که از درخت هستی و اصل مادّی و معنوی پدر منشعب شده و در تمام خواصّ خود حکایت از آن اصل مینماید.
از چشم و دماغ و گوش و قلب و معده و کلیه و استخوان و هیکل گذشته در اجزاء خرد و ذرّه بینی نیز فرزند به عنوان توارث از پدر و مادر خود خواصّ و آثار هستی را اخذ مینماید؛ حتّی امراضی که در نیاکان وجود دارد به فرزندان خود انتقال مییابد و اگر در نسل اوّل یا دوّم ظهور نکند بالأخره آن اصل مرض خود را در دوره تطوّر و انقلاب چند نسل حفظ نموده تا دوران کمون خود را طیّ کند، و در چندین نسل بعد که شرائط ظهورش موجود گردد به ظهور برسد.
این آثار و خصوصیات از پدر نه فقط به نطفه او انتقال مییابد بلکه در هر یک از سلّولهای انسان تمام آثار هستی او مشهود است؛ و میتوان گفت در هر ذرّه از بدن انسان یک انسان کامل به نحو استعداد و قوّه وجود دارد که چنانچه شرائط تربیت و تکامل موجود گردد به صورت یک انسان کامل در میآید.
و به عبارت دیگر نه تنها در نطفه، انسانی کامل وجود دارد که در ظرف مستعدّ و رَحِم به ظهور میرسد بلکه در هر سلّول یک انسان کامل به نحو توارث و انتقال مراتب هستی موجود است.
گرچه تا به حال عملًا نتوانستهاند در ظرف مستعدّ این سلّول را با سلّول زن تلقیح نموده و طفلی نوزاد در خارج ظرف رحم به وجود آورند لیکن گذشته از آنکه دلیلی بر امتناع آن نیست؛ ادلّهای بر امکان آن اقامه شده و ممکناست در طیّ سیر علمی؛ بشر روزی را به خود ببیند که از تلقیح هر یک از سلّولهای بدن مرد با هر یک از سلولهای بدن زن و پیوند بین آندو، در ظروف مستعد و متناسب طفلی به وجود آید؛ و از یک مرد و یک زن در زمان کوتاهی میلیاردها کودک به ظهور رسد.
این موضوع در اثر همان أصل توارث است که تمام خاصّههای شخص در هر یک از ذرّات بدن او اثر میگذارد؛ و آن ذرّه حکایت از تمام آثار وجودی آن شخص مینماید؛ کما آنکه در نباتات دیده میشود نه تنها از راه کاشتن تخم در
