
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
28پنهان و آشکار به تبعیت و پیروی از شریعت او خواند.
و این پیامبر مردم را بر همان عهد و میثاقی که خداوند قبل از پیدایش نسل، در عالم ذرّ با آن نموده بود متنبّه و آگاه ساخته، و بر همان اساس و بنیان انسانها را دعوت کرد.
کسانی که با این پیامبر موافقت نموده، و از آن چراغ تابان پیشین مشعلی برای خود فروزان نموده بودند، به سِرّ واقعیت او راه یافتند، و از امر روشن او بهرهها یافتند.
و کسانی که به غفلت دچار تحیر و سرگردانی شدند، سزاوار خشم و غضب گشتند.
تا آنکه آن نور در طبیعتهای ما منتقل شد، و در امامان ما درخشید.
پس ما نورهای آسمانها و نورهای زمین هستیم، و به وسیله ما نجات و رستگاری خواهد بود، و آن علمهای پنهان و دانشهای مخفی از ما ظهور و بروز خواهد نمود و بازگشت امور به سوی ماست.
و با قیام مهدیّ ما، حجتّها و دلیلها منقطع گشته و خاتمه خواهد یافت و اوست خاتمه پیشوایان و امامان، و اوست نجات دهنده و رهاننده امّت و اوست غایت و نهایت نور و محلّ صدور امور.
پس ما افضل از تمام آفریدگانیم و أعلی و اشرف از جمیع یکتا پرستانیم و حجّتهای الهیه و دلیلهای پروردگار جهانیانیم.
پس گوارا باد به نعمتهای الهیه کسی که به ولایت ما تمسّک جوید و چنگ زند، و دستاویز ولایت ما را به دست گیرد.
سپس مسعودی گوید: این روایت از حضرت أبیعبداللَه جعفر بن محمّد از پدرش محمّد بن علی از پدرش علی بن الحسین از پدرش حسین بن علی از أمیرالمؤمنین علی بن أبیطالب کرّم اللَه وجهه روایت شده است.1
و نیز مسعودی گوید: که من در بسیاری از کتب تواریخ و سیره و انساب دیدهام که چون آدم بوالبشر صدای هاتفی را شنید که از کشته شدن فرزندش هابیل به او خبر داد، و غصّه و اندوهش برای جریانات گذشته و آینده رو به فزونی گذاشت، خداوند به او وحی فرستاد.
- «مروج الذهب» جلد اول از طبع مطبعة السعادة مصر ١٣٦٧ هجریه ص ٣٢ و ٣٣ و از طبع مطبعه دار الاندلس بیروت ١٣٩٣ هجریه ص ٤٢ و ٤٣
