
شرح فقراتی از دعای افتتاح
کتاب نفیس «شرح فقراتی از دعای افتتاح» اثر ذیقیمتِ حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، حاصل دهجلسۀ برجایمانده از فرمایشات ایشان در شرح دعای افتتاح میباشد، که در شبهای ماه رمضان در جمع رفقا و شاگردان سلوکی خویش، به شرح و تبیینِ اسرار و نکاتِ عرفانی و توحیدی این دعای شریف پرداخته بودند. طرح نکات عرفانی و توحیدی با بیان شیوا و روان، در قالب آیات و روایات شریفه، همراه با ذکر امثله و نمونههای عینی، با اتکا به مبانی عرفانی و حکمی، از خصوصیات این اثر ارزشمند است که قلوب تشنۀ حقیقت را سیراب نموده و پویندگان معرفت ناب را رهنما خواهد بود. مهمترین مطالب این اثر: • خدا که ارحمالراحمین است چرا کفار را عقاب میکند؟ • حکمت قصاص در اسلام • رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیهالسلام در مرگ فرزندشان • کیفیت برخورد پیامبر با خطاکاران و معاندین • رحمت دو صورت دارد: محبتکردن و گوشمالیدادن • سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین • معنای جمال و جلالالهی • صیقلدادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت • جاهلیّت یعنی پافشاری روی سنتهای ناشی از موهومات و خرافات • اهمیت تلاوت قرآن در نماز • توضیحی پیرامون احکام شرعی، عقلی و فطری • خلقت یعنی ظهور و تجلّی • معنای واحدبالصرافة به بیانی ساده • تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات • قدرت حقیقی در خوشتنداری و غلبه بر هواینفس • قرب پروردگار به انسان در عین بُعد • کیفیت حضور خداوند در همۀ زمانها و مکانها • ظهور شهوات مادی، به صورت آتش در قیامت • تقدم مقام عبودیت بر مقام ولایت • صفات و خصوصیات عجیبِ امیرالمؤمنین علیهالسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح
139چون اگر اینطور باشد لازم است خدایی باشد و موجودی باشد و ربط بین آن دو، و لازمۀ این هم کثرت است. موجودات نفس ربطند، نه ارتباط. وقتی که اینطور شد، آن وقت غیر از وجود واحدِ أبدیِ سَرمَدی در تمام عوالم هیچ نمیماند! و تمام موجودات سایهاند، سایۀ خدا هستند، ظِلّاند، آیه و نشاندهنده هستند.1
تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات
بنده عصایی را که دست میگیرم و راه میروم، این سایه میاندازد، همانطور که وجود خود ما هم سایه میاندازد؛ امّا واقعاً این سایه، موجودی است مثل عصا؟! عصا دوتا میشود؟! یا انسان که راه میرود در موقعی که خورشید میتابد و سایۀ خودش را میبیند واقعاً دوتا میشود؟! من بعضی اوقات میبینم یک شخصی با عمامه و قبا همین کنار ما، منتها با فاصلۀ یک متری دارد راه میرود؛ واقعاً انسان دوتا میبیند، یا نه؟! و این هم تابع خورشید است؛ وقتی خورشید بتابد این سایه هست، وقتی خورشید برود سایه هم از بین میرود.
حالا که ما هرجا میگردیم این سایه دنبال ما میآید بدون هیچ فاصله و جدایی، آیا واقعاً وجود ما دوتا میشود؟! یا این سایه یک وجود ضعیفی است، خیلی خیلی خیلی خیلی ضعیفتر از ما، ولی بالأخره وجودی هست؟! نه، سایه هیچ است، هیچ! عکس است و نشاندهنده، عین عکسی که شما در آینه میبینید. شما اگر صورت خود را در آینه ببینید، به هیچوجه منالوجوه دوئیّتی در عالَم اضافه نمیکند؛ نه آینه سنگین میشود و نه خوشحال میشود، اگر شما عالِم باشید آینه عالِم نمیشود، اگر جاهل باشید آینه جاهل نمیشود، اگر زشت باشید آینه زشت نمیشود، اگر زیبا باشید زیبا نمیشود. تجلّی شماست بر آینه، به هر صورتی باشید تا هنگامی که دارید در آینه نگاه میکنید، آن آینه خود شما را نشان میدهد؛ صورتتان را از آینه ببرید کنار، هیچ در آینه نیست، هیچ! پس آینه هیچِ هیچِ هیچِ هیچ است! فقط جنبۀ نشاندهنده و انعکاس و مرآتیّت دارد، و از آن إنکسار نور
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص ٢١٠.
