
شرح فقراتی از دعای افتتاح
کتاب نفیس «شرح فقراتی از دعای افتتاح» اثر ذیقیمتِ حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، حاصل دهجلسۀ برجایمانده از فرمایشات ایشان در شرح دعای افتتاح میباشد، که در شبهای ماه رمضان در جمع رفقا و شاگردان سلوکی خویش، به شرح و تبیینِ اسرار و نکاتِ عرفانی و توحیدی این دعای شریف پرداخته بودند. طرح نکات عرفانی و توحیدی با بیان شیوا و روان، در قالب آیات و روایات شریفه، همراه با ذکر امثله و نمونههای عینی، با اتکا به مبانی عرفانی و حکمی، از خصوصیات این اثر ارزشمند است که قلوب تشنۀ حقیقت را سیراب نموده و پویندگان معرفت ناب را رهنما خواهد بود. مهمترین مطالب این اثر: • خدا که ارحمالراحمین است چرا کفار را عقاب میکند؟ • حکمت قصاص در اسلام • رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیهالسلام در مرگ فرزندشان • کیفیت برخورد پیامبر با خطاکاران و معاندین • رحمت دو صورت دارد: محبتکردن و گوشمالیدادن • سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین • معنای جمال و جلالالهی • صیقلدادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت • جاهلیّت یعنی پافشاری روی سنتهای ناشی از موهومات و خرافات • اهمیت تلاوت قرآن در نماز • توضیحی پیرامون احکام شرعی، عقلی و فطری • خلقت یعنی ظهور و تجلّی • معنای واحدبالصرافة به بیانی ساده • تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات • قدرت حقیقی در خوشتنداری و غلبه بر هواینفس • قرب پروردگار به انسان در عین بُعد • کیفیت حضور خداوند در همۀ زمانها و مکانها • ظهور شهوات مادی، به صورت آتش در قیامت • تقدم مقام عبودیت بر مقام ولایت • صفات و خصوصیات عجیبِ امیرالمؤمنین علیهالسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح
176گوارا و پُر خاصیّت است، و طوری قرار داده است که از پستان مادر قطرهقطره بیرون نمیآید، که گلوی بچّه را بگیرد، بلکه از سوراخهای ریز آن به اندازهای که میمکد شیر میآید؛ اگر شیر در پستان مادر زیاد هم باشد، زیاد نمیآید، بلکه همینقدری که میمکد میآید.
مثل این برقِ شهری که خانه را هر مقداری که لامپ ببندیم، روشن میکند؛ اگر لامپ چهل بستیم، این لامپ چهل به اندازۀ چهل وات برق میگیرد و خانه را روشن میکند؛ اگر لامپ هزار بستیم، به اندازۀ هزار وات. برق، بیحساب میآید، امّا هر لامپ به اندازۀ قابلیّت خودش از این برق میگیرد. شیر پستان مادر هم زیاد است ولی هر بچّه به اندازۀ استعداد و قابلیّتش از آن میمکد. بعضی از مادرها به دو یا سه بچّه شیر میدادند؛ البتّه زنهای سابق!! امّا حالا نمیدانم قضیّه چه شده است که دیگر در پستان زنها شیر پیدا نمیشود؛ این هم از عقوبات آخر الزّمان است!
آنوقت این شیر رقیقِ لطیف میآید در بدن بچّه و تجزیه میشود؛ یک مقدار از این شیر تبدیل به خون میشود که خود آن خون تبدیل به گوشت و عصب و مخ و پی و استخوان میشود؛ و خود این شیر هم چیزهایی دارد که جذب خون میشود و برای بچّه ایجاد مغز و فکر و اندیشه میکند.
این یک روزیای است که خداوند برای بچّه قرار داده است، و همۀ بچّههایی که از موجودات دیگر هستند هم یک روزیِ متناسب با خودشان دارند: بچّۀ مورچه، بچّۀ مگس، بچّۀ ملخ، بچّۀ مرغ، بچّۀ گرگ، بچّۀ خفّاش. خفّاش یا همان شبکور یا شبپره پرندهای است در میانِ پرندگان که تخم نمیگذارد، بلکه بچّه میزاید و حائض میشود، همیشه بچّههایش را در زیر شکم خود نگه میدارد و هرجا که میپرد بچّههایش با او هستند، و از پستان مادر شیر میخورند. شبها در آسمان میپرد و حیوانات و پشهها را میگیرد و میخورد، و میگویند: چشم هم ندارد! و این خفّاش چون نوک ندارد و مثل موشها دندان دارد، به آن میگویند: موشِ پردار. این هم قسمی از پرندگان است که خدا اینطور خلق کرده است.
