
شرح فقراتی از دعای افتتاح
کتاب نفیس «شرح فقراتی از دعای افتتاح» اثر ذیقیمتِ حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، حاصل دهجلسۀ برجایمانده از فرمایشات ایشان در شرح دعای افتتاح میباشد، که در شبهای ماه رمضان در جمع رفقا و شاگردان سلوکی خویش، به شرح و تبیینِ اسرار و نکاتِ عرفانی و توحیدی این دعای شریف پرداخته بودند. طرح نکات عرفانی و توحیدی با بیان شیوا و روان، در قالب آیات و روایات شریفه، همراه با ذکر امثله و نمونههای عینی، با اتکا به مبانی عرفانی و حکمی، از خصوصیات این اثر ارزشمند است که قلوب تشنۀ حقیقت را سیراب نموده و پویندگان معرفت ناب را رهنما خواهد بود. مهمترین مطالب این اثر: • خدا که ارحمالراحمین است چرا کفار را عقاب میکند؟ • حکمت قصاص در اسلام • رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیهالسلام در مرگ فرزندشان • کیفیت برخورد پیامبر با خطاکاران و معاندین • رحمت دو صورت دارد: محبتکردن و گوشمالیدادن • سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین • معنای جمال و جلالالهی • صیقلدادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت • جاهلیّت یعنی پافشاری روی سنتهای ناشی از موهومات و خرافات • اهمیت تلاوت قرآن در نماز • توضیحی پیرامون احکام شرعی، عقلی و فطری • خلقت یعنی ظهور و تجلّی • معنای واحدبالصرافة به بیانی ساده • تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات • قدرت حقیقی در خوشتنداری و غلبه بر هواینفس • قرب پروردگار به انسان در عین بُعد • کیفیت حضور خداوند در همۀ زمانها و مکانها • ظهور شهوات مادی، به صورت آتش در قیامت • تقدم مقام عبودیت بر مقام ولایت • صفات و خصوصیات عجیبِ امیرالمؤمنین علیهالسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح
201این خسی که روی آبهای راکد حرکت میکند، هیچ نمیتوانند به قعر دریا بروند؟! رودخانهای که یک جای آن مقداری آب رفته داخل و آنجا راکد است، مثلاً از وسط رودخانه آب میگذرد ولی یک زوایایی پیدا کرده و آنجا آب ایستاده است، آنوقت حیوانات کوچکی روی آب میدوند، بعد ترمز میکنند، بعد دو مرتبه میدوند این طرف و آن طرف؛ اینها را خس میگویند. خس و خاشاک یعنی آن حیوانات ریزی که روی آب حرکت میکنند، خاشاک هم آن علفها و هرزهها است. این خسها هیچ میتوانند به قعر اقیانوس بروند و از آنجا خبر پیدا کنند؟! این خسها فقط روی آباند و یک سانتیمتر هم نمیتوانند زیر آب بروند، زندگیشان روی آب است، به این طرف و آن طرف میروند تا یک پشه را بگیرند و صید کنند.
به کنه ذاتش خِرد برد پی، اگر رسد خس به قعر دریا1
یعنی هنگامی عقل انسان به کنه ذات خدا پی میبرد، که این خس به قعر دریا برسد. ولی هیچ وقت نمیرسد؛ پس هیچ وقت فکر آدم به کنه ذات خدا نمیرسد!
عَنقا شکار کس نشود دام بازگیر2 *** کانجا همیشه باد به دست است دام را3 پس راه لقاء خدا این نیست که انسان خدا را ببیند یا تصوّر کند یا صورتش را
- مصرعی از میر مشتاق اصفهانی. روح مجرّد، ص ٥٠٥:
به عقل نازی حکیم تا کِی، به فکرت این ره نمیشود طِیّ *** به کنه ذاتش خرد برد پی، اگر رسد خَس به قَعرِ دریا
چو نیست بینش به دیده دل، رخ ار نماید تو را چه حاصل *** که هست یکسان به چشم کوران، چه نقش پنهان چه آشکارا - خ ل: بازچین.
- دیوان حافظ، غزل ٧.
- مصرعی از میر مشتاق اصفهانی. روح مجرّد، ص ٥٠٥:
