
شرح فقراتی از دعای افتتاح
کتاب نفیس «شرح فقراتی از دعای افتتاح» اثر ذیقیمتِ حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، حاصل دهجلسۀ برجایمانده از فرمایشات ایشان در شرح دعای افتتاح میباشد، که در شبهای ماه رمضان در جمع رفقا و شاگردان سلوکی خویش، به شرح و تبیینِ اسرار و نکاتِ عرفانی و توحیدی این دعای شریف پرداخته بودند. طرح نکات عرفانی و توحیدی با بیان شیوا و روان، در قالب آیات و روایات شریفه، همراه با ذکر امثله و نمونههای عینی، با اتکا به مبانی عرفانی و حکمی، از خصوصیات این اثر ارزشمند است که قلوب تشنۀ حقیقت را سیراب نموده و پویندگان معرفت ناب را رهنما خواهد بود. مهمترین مطالب این اثر: • خدا که ارحمالراحمین است چرا کفار را عقاب میکند؟ • حکمت قصاص در اسلام • رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیهالسلام در مرگ فرزندشان • کیفیت برخورد پیامبر با خطاکاران و معاندین • رحمت دو صورت دارد: محبتکردن و گوشمالیدادن • سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین • معنای جمال و جلالالهی • صیقلدادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت • جاهلیّت یعنی پافشاری روی سنتهای ناشی از موهومات و خرافات • اهمیت تلاوت قرآن در نماز • توضیحی پیرامون احکام شرعی، عقلی و فطری • خلقت یعنی ظهور و تجلّی • معنای واحدبالصرافة به بیانی ساده • تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات • قدرت حقیقی در خوشتنداری و غلبه بر هواینفس • قرب پروردگار به انسان در عین بُعد • کیفیت حضور خداوند در همۀ زمانها و مکانها • ظهور شهوات مادی، به صورت آتش در قیامت • تقدم مقام عبودیت بر مقام ولایت • صفات و خصوصیات عجیبِ امیرالمؤمنین علیهالسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح
33بچّه لوس و نُنُر میشود، چهار روز میگذرد و به سنّ پانزده سال میرسد و کارهای ناشایست انجام میدهد. داد و بیداد پدر و مادر میرود بالا، و این مسکین نمیفهمد که تمام این بلاها را خودش بر سر خودش آورده است.
اگر بچّه در سنّ دوسالگی و سهسالگی کار زشتی خواست انجام دهد، باید انسان به او بگوید: آقا این کار خوب نیست، نکن! نمیکند؛ امّا اگر خواست بکند، یکقدری محکمتر؛ اگر مرتبۀ سوّم خواست بکند، انسان لالۀ گوشش را یک خُرده میمالد ـ نه دو تا سیلی و دو تا لگد ها! ـ ، این بچّه دیگر نمیکند. امّا این پدر برای اینکه این کار را نکرده است ـ چون بچّهاش است ـ تمام راه جنایات را برای او باز کرده است.
پس آن پدری که به بچّه گوشمالی میدهد، دشمن بچّه نیست، نهایت درجۀ رحمت را به بچّه دارد؛ و در اثر این رحمت، حاضر شده بچّه را که نور چشم اوست گوشمالی بدهد، و در حال گوشمالی خودش هم بیش از بچّه ناراحت است، ولی چاره نیست، اینکار را باید برای سعادت بچّه بکند. این را میگویند: رحمت.
پس رحمت دائماً شیرینی و شکلات دادن نیست؛ رحمت گوشمالی دادن است، رحمت به مدرسه فرستادن است، رحمت بالای سر بچّه ایستادن است که: خط را اینطور بنویس! قرآن را اینطور بخوان! اینطور صحبت کن! نمازت را اینطور بخوان! قبل از آفتاب برخیز! بچّه را بلند کند که نماز بخواند. انسان بر بچه رحمت نکرده است اگر بگذارد او بخوابد، و بگوید: بچّهام پنج سالش است، شش سالش است، ده سالش است، حالا که نماز بر او واجب نیست!
امام رضا علیه السّلام: «سبحان الله! فرزندت هشت سالش است و نماز نمیخواند!»
حضرت فرمود: «وای بر تو! بچّهات هشت سالش است و نماز نمیخواند!»1
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٨٠:
«و رُوِیَ عن الحسن بن قارنٍ، أنّهُ قال: سألتُ أباالحسن الرّضا علیه السّلام ـ أو سُئِلَ و أنا أسمَعُ ـ عن الرَّجُلِ یَختِنُ وَلَدَهُ، و هو لا یُصَلّی الیومَ و الیَومَینِ، فَقال: ”و کَم أتیٰ علَی الغُلام؟“ فَقال: ثَمانِیَ سِنینَ. فقال: ”سبحانَ اللهِ! یَترُکُ الصَّلاةَ!“ قالَ: قُلتُ: یُصیبُهُ الوَجَعُ! قال: ”یُصَلّی علیٰ نحوِ ما یَقدِر!“»
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٨٠:
