
رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم
کتاب شریف «رسالۀ سیر و سلوک منسوب به علامه بحرالعلوم» با مقدّمه و شرح حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّهما، رسالهای است که به منظور بیانِ «حقیقت سیر و سلوک إلی اللَه» و «شرح منازل عالم خلوص» و «بیان لوازم سیر و سلوک» و «آداب و مراقبات مربوط به راه خدا» به رشتۀ تحریر درآمده که با مقدمه و شرح حضرت علامه و تبین اسرار و رموز طریق حق، بر غنای این اثر ذیقیمت افزوده شده و برای رهپویان طریق عرفان و شیفتگان حریم محبوب راهگشا و راهنما خواهد بود. مهمترین مطالب مندرج در این اثر: • خاصیت عدد چهل در ظهور استعدادات • نسبت انسان با قوای چهارگانه عقلیه، وهمیّه، غضبیّه، شهویّه • مقام مظهریّت انوار الهیه • اقسام خلوص و اخلاص • فانیشدن همۀ موجودات، مگر وجه خدا یعنی تجلّی اسماءاللَه • متفرّع بودن نبوّت بر ولایت • ظاهر و باطن قرآن • ورود به عالَم توحید، منوط به عبور از عالم هویٰ و نفس • صعود بر عوالم بالا، وابسته به عبور از مراتب پایینتر • خصوصیّات و مقامات واصلان به خلوص ذاتی (مخلَصین) • انواع تجلیات الهی • سیر در منازل چهلگانۀ عالَم خلوص • شرح تفصیلی عوالم دوازدهگانۀ مقدّم بر عالم خلوص • ضرورت نیل به احکام طبّ روحانی برای اصلاح باطن • لزوم استاد و شرائط مربّی نفس • ذکر و فکر و تضرّع، طریق عمدۀ سیر انسان • لوازم سلوک الی اللَه همچون: مراقبه، محاسبه، ادب، صمت، جوع و کمخوری، سَهَر، کتمان سرّ، نفیخواطر، عزم، ترک عادات و رسوم و تعارفات، خلوت، مبالغه در تضرّع و غیره.
رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم
205و امّا آثار و فیوضات آن را سالک خود مىبیند.
و از جملۀ آثار، حصول انوار است در قلب. و ابتدا به شکل چراغى است، و بعد شعله و بعد کوکب و بعد قمر و بعد شمس و بعد فرو مىگیرد و از لون و شکل عارى مىگردد، و بسیار به صورت برقى مىباشد؛ و گاه به صورت مشکوة و قندیل مىشود؛ و این دو اکثر از فعل1 و معرفت حاصل مىشود، و سوابق از ذکر. و به مرتبۀ اوّل اشاره فرموده حضرت ابى جعفر علیه السّلام چنانکه ثقة الاسلام در «کافى» روایت کرده است، که حضرت در بیان اقسام قلوب فرموده:
وَ قَلْبٌ أزْهَرُ أجْرَدُ، فَقُلْتُ: وَ مَا الأزْهَرُ؟ فَقالَ: فیهِ کَهَیْئَةِ السِّراجِ الی أَنْ قال: وَ أمَّا الْقَلْبُ الأزْهَرُ فَقَلْبُ الْمُؤْمِنِ.2
- غالباً مشکوٰة و قندیل با وجود سوابق ذکر بى مقدّمه پیدا نمىشود بلکه در حال فعل چون نماز و ورد پیدا مىشود.
- این روایت را در ج ٢ «اصول کافى» ص ٤٢٢ با اسناد متصل خود از سعد از حضرت أبی جعفر علیه السّلام بدین کیفیّت آورده است قال علیه السّلام:
إنَّ الْقُلوبَأرْبَعَةٌ: قَلْبٌ فیهِ نِفاقٌ وَإیمانٌ، وَقَلْبٌ مَنْکوسٌ وَقَلْبٌ مَطْبُوعٌ وَ قَلْبٌ أزْهَرُ أجْرَدُ، فَقُلْتُ: وَمَا الأزْهَرُ؟ قالَ: فیهِ کَهَیْئَةِ السِّراجِ. فَأمَّا الْمَطْبوعُ فَقَلْبُ الْمُنافِقِ. وأمَّا الأزْهَرُ فَقَلْبُ الْمُؤْمِنِ؛ إنْ أعْطاهُ شَکَرَ، وَ إنِ ابْتَلاهُ صَبَرَ. وَ أمَّا الْمَنْکوسُ فَقَلْبُ الْمُشْرِکِ، ثُمَّ قَرَأ هذِهِ الآیةَ؛ أفَمَنْ يَمْشي مُكِبًّا علي وَجْهِهِ أهْدي أمَّنْ يَمْشي سَوِيًّا عَلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.فَأمَّا الْقَلْبُ الَّذی فیهِ إیمانٌ وَ نِفاقٌ فَهُمْ قَوْمٌ کانُوا بِالطّائِفِ، فَإنْ أدْرَکَ أحَدَهُمْ أجَلُهُ عَلی نِفاقِهِ هَلَکَ، وَ إنْ أدْرَکَهُ عَلی إیمانِهِ نَجا.
و عین همین روایت را در «بحار الأنوار» ج ١٥ جزء ٢ ص ٣٧ از «معانى الأخبار» روایت کرده است، ولى به جاى لفظ «ازهر اجرد» لفظ «اَزهر انور» آورده است.
و نیز روایت دیگرى در ص ٤٢٣ ج ٢ «اصول کافى» وارد شده که آن را نیز در «بحار الأنوار» ج ١٥ ص ٣٧ از «معانى الاخبار» روایت کرده است، از أبو حمزۀ ثمالى از حضرت ابى جعفر علیه السّلام قال:
ألْقلُوبُ ثَلاثَةٌ: قَلْبٌ مَنْکوسٌ لایَعی شَیْئًا مِنَ الْخَیْرِ، وَ هُوَ قَلْبُ الْکافِرِ، وَ قَلْبٌ فیهِ نُکْتَةٌ سَوْداءُ، فَالْخَیْرُ وَالشَّرُّفیه یَعْتَلِجانِ، فَأیُّهُما کانَتْ مِنْهُ غَلَبَ عَلَیْهِ. وَ قَلْبٌ مَفْتوحٌ فیهِ مَصابیحُ تَزْهَرُ، وَلا یُطْفَاُ نورُهُ إلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَهُو قَلْبُ الْمُؤْمِنِ.
و نیز در ص ٤٢٢ از ج ٢ «اصول کافى» از حضرت صادق علیه السّلام آورده است: که:
تَجِدُ الرَّجُلَ لا یُخْطِئُ بِلامٍ وَلا واوٍ خَطیبًا مِصْقَعًا، و لَقَلْبُهُ أشَدُّ ظُلْمَةً مِنَ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ. وَتَجِدُ الرَّجُلَ لایَسْتَطیعُ یُعَبِّر عَمَّا فی قَلْبِهِ بِلسانِهِ،وَقَلْبُهُ یَزْهَرُ کَما یَزْهَرُ الْمِصباحُ.
