اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم

89٬856

کتاب شریف «رسالۀ سیر و سلوک منسوب به علامه بحرالعلوم» با مقدّمه و شرح حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّهما، رساله‌ای است که به منظور بیانِ «حقیقت سیر و سلوک ‌إلی اللَه» و «شرح منازل عالم خلوص» و «بیان لوازم سیر و سلوک» و «آداب و مراقبات مربوط به راه خدا» به رشتۀ تحریر درآمده که با مقدمه و شرح حضرت علامه و تبین اسرار و رموز طریق حق، بر غنای این اثر ذی‌قیمت افزوده شده و برای رهپویان طریق عرفان و شیفتگان حریم محبوب راهگشا و راهنما خواهد بود. مهم‌ترین مطالب مندرج در این اثر: • خاصیت عدد چهل در ظهور استعدادات • نسبت انسان با قوای چهارگانه عقلیه، وهمیّه، غضبیّه، شهویّه • مقام مظهریّت انوار الهیه • اقسام خلوص و اخلاص • فانی‌شدن همۀ موجودات، مگر وجه خدا یعنی تجلّی اسماء‌اللَه • متفرّع بودن نبوّت بر ولایت • ظاهر و باطن قرآن • ورود به عالَم توحید، منوط به عبور از عالم هویٰ و نفس • صعود بر عوالم بالا، وابسته به عبور از مراتب پایین‌تر • خصوصیّات و مقامات واصلان به خلوص ذاتی (مخلَصین) • انواع تجلیات الهی • سیر در منازل چهل‌گانۀ عالَم خلوص • شرح تفصیلی عوالم دوازده‌گانۀ مقدّم بر عالم خلوص • ضرورت نیل به احکام طبّ روحانی برای اصلاح باطن • لزوم استاد و شرائط مربّی نفس • ذکر و فکر و تضرّع، طریق عمدۀ سیر انسان • لوازم سلوک الی اللَه همچون: مراقبه، محاسبه، ادب، صمت، جوع و کم‌خوری، سَهَر، کتمان سرّ، نفی‌خواطر، عزم، ترک عادات و رسوم و تعارفات، خلوت، مبالغه در تضرّع و غیره.

سرای جاوید

رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم

217
  • به قدر امکان‌1 با وسعت، (به شرط صوم و ترک نوم الاّ بى‌اختیار) و باید همزه اظهار و به (هاء) اسکان شود2 و بعد به این ذکر مداومت نماید.

  •  و من چنین تمام کردم. و لکن جمع بعضى اوراد با یکدیگر در ایّام اربعین با امکان جائز و تضعیف مدّت در یکى از آنها مُجَوّز. و در همه این اوراد اربعینیّه خلوت و تعطیر و اجتناب از بقولات کریهة الروائح و افتتاح و اختتام به این صلوات لازم است:

  • أللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الْمُصْطَفی مُحَمَّدٍ وَالْمُرْتَضی عَلِیٍّ وَالْبَتُولِ فاطِمَةَ وَالسِّبْطَیْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ صَلِّ عَلی زَیْنِ الْعِبادِ عَلِیٍّ وَالْباقِرِ مُحَمَّدٍ وَالصّادِقِ جَعْفَرٍ وَالْکاظِمِ موسی وَالرِّضا عَلِیٍّ وَالتَّقِیِّ مُحَمَّدٍ وَالنَّقِیِّ عَلِیٍّ وَالزَّکِیِّ

  •  

    1. مراد آنست که ذکر «الله» از نقطه نظر عدد به قدر امکان در سعۀ وقت به جاى آورده شود، نه در حال ضیق و عدم مجال.
    2. چون بعضى از فرق، «الله» را در تلفّظ به هو متصل نموده و به طریق جزر و مدّ به جاى مى‌آورند و هنگامى که سر خود را به گفتن الله بالا مى‌برند بدون وقفه «هاى» الله را «هاى» هو قرار داده و با گفتن آن سر خود را پائین مى‌آورند و بنا بر این هر دو کلمه با یک «هو» فقط تلفّظ مى‌شود و اللهو گفته مى‌شود، و این غلط واضحى است.
      لذا مصنّف (ره) مخصوصاً تصریح فرموده که در تکلّم به لفظ جلاله باید هاء را اسکان نمود.
      ولى این اسکان از این جهت هنگامى لازم است که لفظ جلاله را با کلمۀ مبارکۀ هو با هم گویند. و امّا چون الله را تنها گویند این غلط پیدا نمى‌شود. بلکه اگر «هاء» را مرفوع بخوانیم چون همزۀ الله همزه وصل است و در درج کلام ساقط مى‌شود لذا در حال وصل و تکرار اللهُ گوئى ماهیّت خود را تغییر داده و لفظ دیگرى شنیده مى‌شود، به خلاف آنکه اگر هاء را اسکان کنیم مجبوریم همزه را به صورت قطع بیاوریم. و در این صورت لفظ جلاله بدون تغییر کیفیّت استماع مى‌شود.
/ 320