اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آیین رستگاری

0

کتاب شریف «آیین رستگاری» حاصل بیانات حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌اللَه‌سرّه‌ ـ پیرامون «اصول و آدابِ لازم در سیرو سلوک الی اللَه» می‌باشد که به زبانی سلیس و روان برای یکی از اصدقای ایمانی خویش بیان فرموده‌اند، که در عین سلاست و شیوایی، پرده از حقایقی نشکفته برمی‌دارند که در نوع خود بی‌نظیر است. متن پیاده شدۀ این بیانات به همراه مقدمه و تصحیح فرزند بزرگوارشان حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی ـ قدّس‌اللَه‌سرّه ـ به زیور طبع آراسته گردیده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • از نتایج سلوک الی اللَه زدوده‌شدن غلّ و غش و کدورت‌های باطنی است • از نتایج سلوک الی اللَه بی‌تعلّقی و آسودگی خاطر و خیال است • اعتماد‌به‌نفس در مقابل اعتماد به خدا، اعتماد به بت است • سالک نباید فکر خود را به امور جزئی و کوچک متوقّف کند • باید از هر چه غیر خداست چشم پوشید • باید در راه خدا با همّت بلند گام نهاد • از اول سلوک تا آخر سلوک نباید غیر خدا را دید • درد سالک درد خداست و تا به خدا نرسد دلش آرام نمی‌گیرد • سالک نباید با مردم عوام سرو کله زده و مجادله کند • از ضررهای کتمان اسرار، عجب و خودپسندی • سلوک و راه خدا و عرفان بازیچه نیست • لزوم متابعت کامل از استاد سلوک • چند رکن مهم در سلوک: «سکوت»، «سلامت مزاج»، «شب‌زنده‌داری»، «عزلت و معاشرت با اولیای‌الهی»، «دوام ذکر خدا» • تجلیات خدا فقط در سایه آرامش نفس • حفظ زبان، یکی از راه‌های کنترل قلب • مراقبه و تزکیه در سیر و سلوک

آیین رستگاری

29
  • کامل مثل آدمی که در روز امتحان قبول است و سرافراز و شاگرد اوّل هم شده و ورقه‌اش را دست می‌گیرد و می‌آید و از هیچ‌چیز هم باک ندارد؛ قبول است دیگر! و امّا خدای ناکرده اگر به غفلت بگذرد و شب امتحان برسد و انسان بخواهد کار یک سال را در یک شب انجام بدهد و فردا به این شاگرد و به آن شاگرد التماس کند، آقا به من برسانید، ما را فراموش نکنید، اینها همه موجب سر شکستگی و شرمندگی است.

  • در مکتب توحید مقصد خداست و زاد و راحله، توکّل و استعانت از اوست

  • ما در این راه باید اوّل حرکت کنیم و بدانیم که راهِ خداست؛ ما مسافریم، مقصد داریم؛ مسافر بودنِ ما نفس ماست، مقصد خداست؛ راهی را که حرکت می‌کنیم راه بیابان، یا بالای کوه نیست، عبور از صفات نفس است؛ یعنی این صفات را باید تغییر بدهیم، صفات منفی تبدیل به مثبت بشود، صفات سیّئه تبدیل به حسنه بشود، حجاب‌ها از بین برود، روز به روز نور و ادراک بیشتر بشود، از تقیّد و تحدید و این محدودیّت عالم مادّه و تعلّقات، خودمان را به عالم مجرّدات و عالم نور برسانیم و به آنجا نزدیک بشویم؛ این عبارت است از حرکت در نفس. مقصدمان هم خداست. مسافر زاد می‌خواهد، راحله می‌خواهد؛ زادمان توکّل بر خدا و راحله‌مان استعانت از پروردگار و عمل به قرآن و سنّت پیغمبر و منهاج ائمّه علیهم السّلام است، اینها همه زادِ راه هستند؛ باید بگیریم و حرکت نموده و مسافرت کنیم و به مقصد برسیم.

  • این راه، رفتنی است. این راهی است که رفته‌اند. و انسان هم نباید بگوید من چنین و چنانم و قابلیّت ندارم، اینها همه‌اش حرف است؛ همین قابلیّتی که انسان دارد مگر از خانۀ پدرش آورده؟! اینها همه‌اش دست پروردگار بوده، عنایت بوده، داده و باز هم می‌دهد. خدا که با ما دشمنی ندارد، خدا که با ما سابقۀ سوء ندارد، از رحمت خود، ما را به وجود آورده است و ما هم به سوی رحمت خدا می‌رویم، به سوی رحمت خدا حرکت می‌کنیم؛ آن‌وقت خدا انسان را روی این سلسلۀ طویله ـ مسافت‌ها از نطفه و حالات مختلف جنین و بعد دنیا ـ خلق کرده باشد، و بعد این انسان را در امور مثلاً خیلی جزئی مهمل بگذارد و اعتناء نکند؟! و بگوید من با تو