کتاب شریف «آیین رستگاری» حاصل بیانات حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّساللَهسرّه ـ پیرامون «اصول و آدابِ لازم در سیرو سلوک الی اللَه» میباشد که به زبانی سلیس و روان برای یکی از اصدقای ایمانی خویش بیان فرمودهاند، که در عین سلاست و شیوایی، پرده از حقایقی نشکفته برمیدارند که در نوع خود بینظیر است. متن پیاده شدۀ این بیانات به همراه مقدمه و تصحیح فرزند بزرگوارشان حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی ـ قدّساللَهسرّه ـ به زیور طبع آراسته گردیده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • از نتایج سلوک الی اللَه زدودهشدن غلّ و غش و کدورتهای باطنی است • از نتایج سلوک الی اللَه بیتعلّقی و آسودگی خاطر و خیال است • اعتمادبهنفس در مقابل اعتماد به خدا، اعتماد به بت است • سالک نباید فکر خود را به امور جزئی و کوچک متوقّف کند • باید از هر چه غیر خداست چشم پوشید • باید در راه خدا با همّت بلند گام نهاد • از اول سلوک تا آخر سلوک نباید غیر خدا را دید • درد سالک درد خداست و تا به خدا نرسد دلش آرام نمیگیرد • سالک نباید با مردم عوام سرو کله زده و مجادله کند • از ضررهای کتمان اسرار، عجب و خودپسندی • سلوک و راه خدا و عرفان بازیچه نیست • لزوم متابعت کامل از استاد سلوک • چند رکن مهم در سلوک: «سکوت»، «سلامت مزاج»، «شبزندهداری»، «عزلت و معاشرت با اولیایالهی»، «دوام ذکر خدا» • تجلیات خدا فقط در سایه آرامش نفس • حفظ زبان، یکی از راههای کنترل قلب • مراقبه و تزکیه در سیر و سلوک
آیین رستگاری
37الَهیّات و روحانیّات و چشم ترسهایی برای این است که کارهایی را نکنیم. نه! این عین واقع و عین حقیقت است. و تازه آن مقداری که این بزرگواران بیان فرمودهاند، نمونه و اشاره است؛ و آنچه را که انسان ببیند، غیر از این حرفهاست. دیدن، غیر از حکایت کردن و شنیدن است.
برای بچّۀ چهار ساله شما تعریف کنید نکاح لذّت دارد، نکاح شیرین است، چه میفهمد؟ خیلی خیلی به خودش فشار بیاورد، او خیال میکند مثلاً آب نبات است، غیر از این که نمیفهمد، ولی وقتی به سنّ بلوغ رسید و آن حسّ در وجود انسان بیدار شد، دیگر شیرین هم نگویند، انسان لمس میکند و وجدان میکند و حسّ میکند.
آخرت اینطور است، تا ما آن درجات و مقامات را طیّ نکردهایم و ندیدهایم، خیال میکنیم که این انبیاء از راه دوری دارند خبر میدهند؛ ولی وقتی رفتیم دیدیم که مطلب از این قرار است، میگوییم عجب! شَکَّرَ الله مَساعیَهم، انبیاء آدم را آوردند و حقیقت را در دست انسان گذاشتند، لمس دادند، یعنی جهنّم و بهشت را ملموس و ممسوس و محسوسِ انسان کردند، دیگر از دائرۀ تصوّر و تفکّر خارج شد، انسان را وارد کردند؛ آنوقت میگوییم: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَ﴾1.2 آنوقت صلوات میفرستیم، اللهمّ صَلِّ علَی محمّدٍ و آل محمّد.
چقدر اینها بزرگوارند و برای ما زحمت کشیدند؛ آن شکستن در خانۀ حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط جنین حضرت ـ که بدون اشکال جای شبهه و تردیدی نیست ـ برای ما بود، اینها تا به این حدّ برای ما زحمت کشیدند! تا به این حد که حضرت علی اکبر را بدهند!
- سوره فاطر (٣٥) قسمتی از آیه ٣٤.
- الله شناسی، ج ٢، ص ١١١: «و گفتند: جمیع مراتب سپاس اختصاص به خداوند دارد، آنکه وی غم و اندوه را از ما برداشت.»

