کتاب شریف «آیین رستگاری» حاصل بیانات حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّساللَهسرّه ـ پیرامون «اصول و آدابِ لازم در سیرو سلوک الی اللَه» میباشد که به زبانی سلیس و روان برای یکی از اصدقای ایمانی خویش بیان فرمودهاند، که در عین سلاست و شیوایی، پرده از حقایقی نشکفته برمیدارند که در نوع خود بینظیر است. متن پیاده شدۀ این بیانات به همراه مقدمه و تصحیح فرزند بزرگوارشان حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی ـ قدّساللَهسرّه ـ به زیور طبع آراسته گردیده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • از نتایج سلوک الی اللَه زدودهشدن غلّ و غش و کدورتهای باطنی است • از نتایج سلوک الی اللَه بیتعلّقی و آسودگی خاطر و خیال است • اعتمادبهنفس در مقابل اعتماد به خدا، اعتماد به بت است • سالک نباید فکر خود را به امور جزئی و کوچک متوقّف کند • باید از هر چه غیر خداست چشم پوشید • باید در راه خدا با همّت بلند گام نهاد • از اول سلوک تا آخر سلوک نباید غیر خدا را دید • درد سالک درد خداست و تا به خدا نرسد دلش آرام نمیگیرد • سالک نباید با مردم عوام سرو کله زده و مجادله کند • از ضررهای کتمان اسرار، عجب و خودپسندی • سلوک و راه خدا و عرفان بازیچه نیست • لزوم متابعت کامل از استاد سلوک • چند رکن مهم در سلوک: «سکوت»، «سلامت مزاج»، «شبزندهداری»، «عزلت و معاشرت با اولیایالهی»، «دوام ذکر خدا» • تجلیات خدا فقط در سایه آرامش نفس • حفظ زبان، یکی از راههای کنترل قلب • مراقبه و تزکیه در سیر و سلوک
آیین رستگاری
82حالا برای این بیچاره که خداوند بیرونش کرده، چه آفاتی پیدا میشود! بزرگترین آفت و بزرگترین بلا بر سرش میآید. آن بلا چیست؟! استدراج، یعنی کمکم، به طوری که خودش نفهمد، درجه به درجه او را پایین میبرد تا به آن درجۀ أسفل السافلین و انحطاط میرسد.
پروردگار میگوید: من با تو از مقام اخلاص و یگانگی مطلبی را گفتم، حالی به تو دادم، ربطی با تو پیدا کردم؛ تو آمدی سرّ مرا فاش کردی، آن سرّی که بین من و تو است و کسی نباید خبر پیدا کند؛ و قلبت هم گواهی میدهد که سرّ من و تو است.
سؤال: اگر با همرتبه بگوید چه؟
جواب: بله، بله! به غیر گفتن جائز نیست امّا همرتبه غیر نیست، عنوان غیریّت صادق نیست.
آنوقت، خدا انسان را استدراج میکند، استدراج یعنی کمکم پایین میآورد تا اینکه منحط میکند، و این بزرگترین مصیبت است؛ چون اگر یک مرتبه انسان را ساقط کند، خب انسان هم دادی، بیدادی سر میدهد، خدایا غلط کردم، توبه کردم، گناه کردم، مرا برگردان؛ و امّا اگر کمکم او را پایین بیاورند، خودش نمیفهمد چه بلایی به سرش آمده؛ کمکم پایین میآید که برایش غیر محسوس میشود.
حالات و مدرکات سالک مصداقی از اسرار الهی است
در سیر و سلوک، انسان حال دارد؛ یعنی هر منزل و مرتبهای که طیّ میکند در آن مرتبه و منزل حالی دارد، توجّهی دارد، اخلاصی دارد، خلوصی دارد، خَلْسِهای دارد، توجّه به خدا دارد، اعراض از غیر خدا دارد، قلبش دوختۀ به خداست، عشق خدا دارد.
أمیرالمؤمنین میفرماید: ”و اجعَل قَلبی بِحُبِّکَ مُتَیمَّاً.“1 «قلب مرا دیوانۀ خود کن، قلب مرا متحیّر و سرگردان و شیدای در محبّت خودت کن.»
آنوقت بر اساس این حالی که انسان داشته مدرکات فکری هم دارد، مثلاً میداند آثار و لوازم و خصوصیّات آن منزل که در آنجا حالش اینطور بوده است چیست.
- مصباح المتهجّد، ص ٨٥٠، فقرهای از دعای کمیل.

