کتاب نفیس «توحید علمی و عینی» اثر بینظیر حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی میباشد که مشتمل بر سلسله مکاتباتِ حِکَمی و عرفانی، پیرامون تفسیر دو بیت از عطار نیشابوری، میان حکیم عالیقدر آیةاللَه حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) و حکیم و عارف بلندپایه آیةاللَه حاج سیداحمد کربلائی قدّساللَهسرّهم بوده که هر کدام از آن دو بزرگوار طبق مذاق خود، یعنی مذاق حکمت و مذاق عرفان، به تفسیر این شعر، و نقد و بررسی نظر دیگری پرداختهاند. از آنجا که این مکاتبات، مشتمل بر مباحث دقیق توحید عرفانی و حِکَمی بوده است، حضرت علامه طباطبائی در ضمن درسهایی در حوزۀ علمیّۀ قم، تذییلات و محاکمات ششگانهای بر سه مکتوبِ رد و بدل شده از هر کدام، نگاشتند؛ ولی ادامۀ آن به دلایلی متوقّف شد. لکن حضرت علامه آیتاللَه طهرانی، هشت تذییل در تتمّۀ تذییلات علامه طباطبائی، بر چهار مکتوب دیگر از هر کدام از آن دو بزرگ، تحریر فرموده و همراه با مقدّمهای پیرامون هویّت مکاتبات و شرح حال بزرگان مزبور، این کتاب بیبدیل را به زیور طبع آراسته و محقّقین حکمت و عرفان را برای ادراک توحید حقیقیِ برخاسته از این مکتوباتْ فراخواندند. مباحث دقیق توحیدی پیرامون «حقیقت صرف الوجود و مقام اطلاقی حق»، «مسئله عینیت صفات با ذات الهی و کیفیت انتشاء اسماء و صفات از ذات حق»، «کیفیت احاطۀ علت بر معلول و مسئله دقیق اضافۀ اشراقیه»، «مسئله دقیق اعتبارات وجود: لابشرط، بشرطلا، بشرط شیء» از جمله مباحث عمیق و ارزشمندی است که میتواند طالبان حکمت و عرفان را به کعبۀ مقصود رهنمون باشد.
توحید علمی و عینی
22سپس چندین ساعت به اذان صبح مانده بر مىخاستم، و مشغول نماز و دعا و ذكر و فكر مىشدم؛ و در موقع اذان صبح نماز صبح را مىگزاردم؛ و تا اوّل طلوع آفتاب به بقیه وظائف و اعمال خود ادامه مىدادم آنگاه به نجف مراجعت مىنمودم ـ .
در آن شب كه نماز مغرب و عشاء و اعمال مسجد را به جاى آوردم؛ و تقریباً دو ساعت از شب مىگذشت؛ همین كه نشستم؛ و دستمال خود را باز كردم، تا چیزى بخورم؛ هنوز مشغول خوردن نشده بودم كه صداى مناجات و نالهاى به گوش من رسید، و غیر از من هم در این مسجد تاریك، احدى نبود.
این صدا از ضلع شمالى، وسط دیوار مسجد، درست در مقابل و روبروى مقام مُطَهّر حضرت امام زمان عجّل الله تعالى فَرَجه شروع شد؛ و به طورى جذَّاب، و گیرا، توأم با سوز و گداز و ناله، و أشعار عربى، و فارسى و مناجاتها، و دعاهاى عالیة المضامین بود كه بكلّى حال ما را و ذهن ما را متوجه خود نمود. من نتوانستم یك لقمه از نان بخورم؛ و دستمال همینطور باز مانده بود، و نتوانستم بخوابم و استراحت كنم؛ و نتوانستم به نماز شب و دعا و ذكر و فكر خود بپردازم. و همینطور متوجّه و منصرف به سوى او بودم.
صاحب صدا ساعتى گریه و مناجات داشت؛ و سپس ساكت مىشد. قدرى مىگذشت، دوباره مشغول خواندن و درد دل كردن مىشد؛ باز آرام مىگرفت. و سپس ساعتى مشغول مىشد؛ و آرام مىگرفت. و هر بار كه شروع مىكرد به خواندن؛ چند قدمى جلوتر مىآمد؛ بطورى كه قریب به أذان صبح كه رسید؛ در مقابل مقام مطهّر امام زمان أرواحنا فداه رسیده بود. در این حال خطاب به حضرت نموده؛ و پس از گریه طولانى، و سوز و ناله شدید و دلخراشى، این اشعار را با تخاطب و گفتگوى با آن حضرت خواند:
ما بدین در نه پى حشمت و جاه آمدهایم *** از بد حادثه اینجا به پناه آمدهایم رهرو منزل عشقیم و ز سرحدّ عدم *** تا به اقلیم وجود این همه راه آمدهایم سبزه خطّ تو دیدیم و ز بستان بهشت *** به طلبکارى این مِهر گیاه آمدهایم با چنین گنج که شد خازن او روح امین *** به گدایى به در خانه شاه آمدهایم لنگر حلم تو اى کشتى توفیق کجاست *** که درین بحر کرم، غرق گناه آمدهایم

