اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توحید علمی و عینی

122٬275

کتاب نفیس «توحید علمی و عینی» اثر بی‌نظیر حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌باشد که مشتمل بر سلسله مکاتباتِ حِکَمی و عرفانی، پیرامون تفسیر دو بیت از عطار نیشابوری، میان حکیم عالیقدر آیة‌اللَه حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) و حکیم و عارف بلندپایه آیة‌اللَه حاج سیداحمد کربلائی قدّس‌اللَه‌سرّهم بوده که هر کدام از آن دو بزرگوار طبق مذاق خود، یعنی مذاق حکمت و مذاق عرفان، به تفسیر این شعر، و نقد و بررسی نظر دیگری پرداخته‌اند. از آنجا که این مکاتبات، مشتمل بر مباحث دقیق توحید عرفانی و حِکَمی بوده است، حضرت علامه طباطبائی در ضمن درسهایی در حوزۀ علمیّۀ قم، تذییلات و محاکمات شش‌گانه‌ای بر سه مکتوبِ رد و بدل شده از هر کدام، نگاشتند؛ ولی ادامۀ آن به دلایلی متوقّف شد. لکن حضرت علامه آیت‌اللَه طهرانی، هشت تذییل در تتمّۀ تذییلات علامه طباطبائی، بر چهار مکتوب دیگر از هر کدام از آن دو بزرگ، تحریر فرموده و همراه با مقدّمه‌ای پیرامون هویّت مکاتبات و شرح حال بزرگان مزبور، این کتاب بی‌بدیل را به زیور طبع آراسته و محقّقین حکمت و عرفان را برای ادراک توحید حقیقیِ برخاسته از این مکتوباتْ فراخواندند. مباحث دقیق توحیدی پیرامون «حقیقت صرف الوجود و مقام اطلاقی حق»، «مسئله عینیت صفات با ذات الهی و کیفیت انتشاء اسماء و صفات از ذات حق»، «کیفیت احاطۀ علت بر معلول و مسئله دقیق اضافۀ اشراقیه»، «مسئله دقیق اعتبارات وجود: لابشرط، بشرط‌لا، بشرط شیء» از جمله مباحث عمیق و ارزشمندی است که می‌تواند طالبان حکمت و عرفان را به کعبۀ مقصود رهنمون باشد.

سرای جاوید

توحید علمی و عینی

62
  • است. ازاین‌جهت دین نفى علم أتمّ و أكمل است؛ و لکن لا یحدّه العلم و اسمه و رسمه.

  •  قوله: «ثالثاً كلام فعلًا در وصول عقل است، بعد از وجود او فى الخارج به واجب تعالى الخ». معلوم شد كه: إنّ العقل و إن وجد فعلًا، لکنّه فى أقصى المراتب المتأخّرة. و المقصود عدم بقائه، و فنائُه لو أراد الوصول الى تلک المرتبة قبل الوصول إلیها. و این داعى مضایقه ندارم از اینكه مقدّمه تقدّم وجود علمى بر وجود خارجى را إسقاط نموده؛ و به همام ملازمه بین نفى حدود در مقام ذات، و فناء اشیاء در آن مرتبه، به فناء حدودها اكتفا نمایم؛ بلكه مضایقه هم ندارم كه: مراد شیخ از قولش: او بسر ناید ز خود الخ، مجرّد لا حدّ له بأوّلیة و لا منتهى له بآخریة، بوده باشد كه در صحیفه سجّادیه اكتفا فرموده؛ اگرچه خلاف ظاهر استغراق در خود و سر نیامدن از خود است. ولى این معنى غیر از مجرّد إنَّ المحیطَ لا یحاط است كه آن جناب معنى شعر را قرار داده، بلكه ملازمه بین مقام عزّ و فناى أشیاء است كه جگر سالكین را كباب؛ و قطع طمع ایشان از مكاشفه و شهود آن مقام منیع مى‌نماید كه عبارت اخراىِ‌ لَن ترانى‌1 است ولى در قعر این عبارت شمسى‌

    1. آيه ١٤٣، از سوره ٧: أعراف: وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‌ لِمِيقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْک قالَ لَنْ تَرانِي وَ لکنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي* فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسى‌ صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَيْک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ.
/ 6