اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توحید علمی و عینی

122٬275

کتاب نفیس «توحید علمی و عینی» اثر بی‌نظیر حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌باشد که مشتمل بر سلسله مکاتباتِ حِکَمی و عرفانی، پیرامون تفسیر دو بیت از عطار نیشابوری، میان حکیم عالیقدر آیة‌اللَه حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) و حکیم و عارف بلندپایه آیة‌اللَه حاج سیداحمد کربلائی قدّس‌اللَه‌سرّهم بوده که هر کدام از آن دو بزرگوار طبق مذاق خود، یعنی مذاق حکمت و مذاق عرفان، به تفسیر این شعر، و نقد و بررسی نظر دیگری پرداخته‌اند. از آنجا که این مکاتبات، مشتمل بر مباحث دقیق توحید عرفانی و حِکَمی بوده است، حضرت علامه طباطبائی در ضمن درسهایی در حوزۀ علمیّۀ قم، تذییلات و محاکمات شش‌گانه‌ای بر سه مکتوبِ رد و بدل شده از هر کدام، نگاشتند؛ ولی ادامۀ آن به دلایلی متوقّف شد. لکن حضرت علامه آیت‌اللَه طهرانی، هشت تذییل در تتمّۀ تذییلات علامه طباطبائی، بر چهار مکتوب دیگر از هر کدام از آن دو بزرگ، تحریر فرموده و همراه با مقدّمه‌ای پیرامون هویّت مکاتبات و شرح حال بزرگان مزبور، این کتاب بی‌بدیل را به زیور طبع آراسته و محقّقین حکمت و عرفان را برای ادراک توحید حقیقیِ برخاسته از این مکتوباتْ فراخواندند. مباحث دقیق توحیدی پیرامون «حقیقت صرف الوجود و مقام اطلاقی حق»، «مسئله عینیت صفات با ذات الهی و کیفیت انتشاء اسماء و صفات از ذات حق»، «کیفیت احاطۀ علت بر معلول و مسئله دقیق اضافۀ اشراقیه»، «مسئله دقیق اعتبارات وجود: لابشرط، بشرط‌لا، بشرط شیء» از جمله مباحث عمیق و ارزشمندی است که می‌تواند طالبان حکمت و عرفان را به کعبۀ مقصود رهنمون باشد.

سرای جاوید

توحید علمی و عینی

97
  • للممکن عرضٌ؛ و فى علمه بنفسه جوهرٌ نفسانىٌ؛ و فى علم العقل بذاته عقلٌ؛ و فى البارى تعالى وجودٌ واجبىٌّ.

  •  منها آنكه: وجود دو قسم است: عینىّ خارجىّ، و ذهنىّ. و الاوّل هو الّذى یترتّب علیه الآثار المطلوبة، من الماهیة المتّحدة معه إذا کان من ذوات الماهیة؛ و کان الوجود وجوداً لها، لا وجوداً بالذات لشى‌ءٍ و بالعرض لشى‌ءٍ آخر. و الثّانى ما لا یکون کذلک. و هو لا یکون إلّا فى ذوات الانفس لمن یعقل فیه الکیف النَّفسانىّ؛ أو خروج من القوّة إلى الفعل.

  • معناى انسان لاهوتى، و جَبَروتى، و مثالى، و ناسُوتى‌

  •  فما تکرّر فى الکلمات من الإنسان اللّاهوتى، و الجبروتىّ، و المثالىّ، و النّاسوتى؛ لیس المراد وجود الإنسان بالذات فى تمام العوالم، بل وجوده هو الوجود النّاسوتى المادّىّ؛ و فى غیر هذا العالم موجودٌ بنحوٍ آخر تبعاً لوجود غیره؛ و فى عالم اللّاهوت و هو عالم الاسماء و الصّفات، موجود بالعرض و بالتّبع؛ و الوجود الحقیقىّ هو الوجود الواجبىّ الذى هو من غایة صرافته، و شدّة إحاطته، و نهایة بساطته، کلّ الوجودات بنهج الوحدة و البساطة. فیلزمه فى مرتبة متأخّرة عن ذاته ـ لا بالتَّأخَر الوجودى ـ وجودُ عناوین الاسماء و الصّفات بما لها من لوازمها؛ أى الاعیان الثَّابتة.

  •  فالوجود أوّلًا و بالذات للواجب؛ و ثانیاً و بالعرض لمفاهیم الاسماء و الصّفات و لوازمها. و کذلک المراد بالإنسان الجبروتىّ، فإنّ العقل کما قال أرسطاطالیس: کلُّ الاشیاء على نهج البساطة. فالوجود أوّلًا و بالذات هو العقل؛ و ثانیاً و بالعرض للإنسان الجبروتىّ. و هکذا الامر فى الإنسان المثالىّ؛ فإنّ عالم المثال کما علیه أهل التحقیق، هو العالم المشتمل على صور العالم الجسمانىّ فى الصورة الخیالیة للنّفس الکلّیة. فیکون الموجود بهذا العالم کالموجود فى عالم الخیال المتّصل. و لشباهة أحدهما بالآخر جعل عالم المثال عالم الخیال المنفصل. و هو العالم المکشوف لاهل الکشف و الشّهود. و بالجملة فلم یوجد الإنسان بوجودٍ خارجىّ یکون وجوداً له لا لغیره إلّا فى هذا العالم.

  •  فإذا تحقّقت هذه الامور، نقول: بعد از آنكه معلوم شد كه: حمل مقصود فیما نحن فیه، حمل شایع است؛ و این معنى منافات با ذاتیت حقایق صفات و انتزاع‌

/ 156