اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

روح مجرد

یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد ...

298٬370

کتاب شریف «روح مجرد» اثر گرانسنگ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌باشد که به عنوان یادنامۀ موحّد عظیم و عارف کبیر؛ مرحوم آیت‌الحق و العرفان حضرت حاج سید‌هاشم حداد قدّس‌الله‌سرّهما به رشتۀ تحریر درآمده است. این اثر در نوع خود بی‌نظیر است و اسرار و مبانی سلوکِ راه خدا را در قالب یادنامه و حالات توحیدی یک عارف بی‌بدیل منکشف ساخته و پرده از حقیقت توحید و معنای هُوهویّت برداشته و به دفاع از عرفان و مسیر عرفای بالله مبادرت نموده است.  اهمّ مطالب مندرج در این کتاب:  • شرح عشق و اشتیاقِ حضرت حاج سید هاشم حداد، تعبّد شدید به احکام شرعی؛ تحمّل وصف‌ناشدنی نسبت به امتحانات الهی؛ و حالات تجرّد و فنای ایشان  • حالات فنای حاج سیدهاشم حدّاد در ایّام عاشورا و توجّه ایشان به جنبۀ جمال‌الهی در کربلاء  • حضرت حاج سیدهاشم حداد، مَظهرِ «لا هو الا هو»  • ضرورت گام‌نهادن در طریق سیروسلوک‌الهی  • ضرورت «نیاز به استاد»، «مراقبه، ذکر، فکر و ریاضت‌های مشروع»  و پاسخ به شبهاتِ مربوطه  • وصول به توحید بدون ولایت محال است  • تحقیقی جامع پیرامون شخصیت ابن عربی، و پاسخ به شبهات مربوطه  • تحقیقی از مصنف درباره سلوکِ مُدّعیان عرفان، در ادیان و مذاهب مختلف  • حقایقی عرفانی پیرامون حضرت امام رضا علیه‌السلام از زبان حاج سید هاشم حداد  • تحقیقی عقلی و نقلی از مصنّف، پیرامون وحدت وجود  • شناخت اسرار الهی و معانی عمیقِ ادعیۀ ائمه، بدون توحید محال است  • معنای نفرین‌های اهل‌بیت در ادعیه و زیارات در کلام حضرت حاج سید‌هاشم حداد  • کشف اسرار توحیدی در سفر حاج سید‌هاشم حداد به بیت‌الله‌الحرام

سرای جاوید

روح مجرد

113
  • اراده خوب یا بد، و از اعتقاد خوب یا بد؛ ولى این‌طور نیست. زیرا ملاحظه معنى را هم باید نمود. حیات براى انسان وقتى خیر است كه وى براى نفس خود و براى دیگران منشأ خیر باشد؛ و امّا اگر منشأ شرّ شد و زیادى عمر و زیادى سلامتى و صحّت و زیادى قدرت موجب تعدّى و تجاوز به نفس خود و به حریم بشریت شد، در اینجا دیگر خیر نیست، عنوان خیر بر آن صادق نیست.1

    1. در «مفاتيح الجنان» ص ٣٥١ و ٣٥٢ در هامش آن: کتاب «الباقيات الصّالحات» فصل چهارم از باب چهارم، دعائى را از حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام نقل ميکند که: چون حضرت رسول اکرم صلّى الله عليه و آله فارغ مى‌شد از نماز مى‌گفت:
      اللهُمَّ اغْفِرْ لى ما قَدَّمْتُ وَ ما أخَّرْتُ، وَ ما أسْرَرْتُ وَ ما أعْلَنْتُ، وَ إسْرافى عَلَى نَفْسى، وَ ما أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنّى. اللهُمَّ أنْتَ الْمُقَدِّمُ وَ الْمُؤَخِّرُ لا إلَهَ إلّا أنْتَ، بِعِلْمِک الْغَيْبَ وَ بِقُدْرَتِک عَلَى الْخَلْقِ أجْمَعينَ ما عَلِمْتَ الْحَيَاةَ خَيْراً لى فَأحْيِنى؛ وَ تَوَفَّنى إذا عَلِمْتَ الْوَفاةَ خَيْراً لى‌- تا آخر دعاء. 
      و معنى فقره اخيره اينست: «من از تو ميخواهم به علم غيبت و به قدرتت بر جميع مخلوقات که مرا زنده بدارى در وقتى‌که ميدانى زندگى و حيات براى من خير است؛ و بميرانى مرا در وقتى‌که ميدانى مردن و وفات براى من خير است.»
      و در «صحيفه کامله سجّاديّه» در ضمن دعاى استخاره که دعاى سى و سوّم است وارد است که:﴿ وَ ألْهِمْنا الانْقيادَ لِما أوْرَدْتَ عَلَيْنا مِنْ مَشيَّتِک؛ حَتَّى لا نُحِبَّ تَأْخيرَ ما عَجَّلْتَ وَ لا تَعْجيلَ ما أخَّرْتَ، وَ لا نَکرَهَ ما أحْبَبْتَ وَ لا نَتَخَيَّرَ ما کرِهْتَ.﴾
      و در پايان دعاى أبو حمزه ثُمالى که در سحرهاى ماه مبارک رمضان خوانده مى‌شود («مفاتيح الجنان» ص ١٩٨) حضرت امام زين العابدين عليه السّلام به درگاه حضرت ربّ العزّة عرضه ميدارد:
      اللهُمَّ إنّى أسْأَلُک إيمانًا تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَ يَقينًا حَتَّى أعْلَمَ أنَّهُ لَنْ يُصيبَنى إلّا ما کتَبْتَ لى، وَ رَضِّنى مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لى؛ يا أرْحَمَ الرَّاحِمينَ. و معنى‌ إيمانًا تُباشِرُ بِهِ قَلبى‌ 
      آنست که: خودت بيائى در دل من و در تصدّى و اختيار امور من، خودت مباشرت داشته باشى. و با اين مباشرت بدون هيچ رادعى و مانعى از اراده و اختيار من و يا خواست و اراده ديگرى، خودت در کانون اعمال و افعال و صفات و عقائد و اراده و قصد و نيّت، همه و همه، از من سلب اختيار کنى و اراده خودت بجاى اراده من بنشيند، يعنى اراده من عين اراده تو گردد؛ و اين معنى‌اى است عظيم در مقام توحيد و- درجه عاليه عرفانيّه.
      و جالب اينجاست که در ده عدد دعاهاى شبهاى دهه سوّم ماه مبارک رمضان با وجود آنکه با يکديگر مختلف المضمون هستند و ليکن همگى در اين فقرات مشترک مى‌باشند که:﴿ لَک الاسْماءُ الْحُسْنَى وَ الامْثالُ الْعُلْيا وَ الْکبْرياءُ وَ الآلاءُ؛ أسْأَلُک أنْ تُصَلّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هَذِهِ اللَيْلَةِ فى السُّعَداءِ وَ روحى مَعَ الشُّهَداءِ، وَ إحْسانى فى عِلّيّينَ، وَ إسآءَتى مَغْفورَةً؛ وَ أنْ تَهَبَ لى يَقينًا تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَ إيمانًا يُذْهِبُ الشَّک عَنّى، وَ رِضًى بِما قَسَمْتَ لى.﴾ («مفاتيح الجنان» ص ٢٢٨ تا ص ٢٣٣)
      و در «صحيفه ثانيه علويّه» طبع سنگى، ص ٥٢ از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام وارد است که:﴿ اللهُمَّ مُنَّ عَلَىَّ بِالتَّوَکلِ عَلَيْک، وَ التَّفْويضِ إلَيْک، وَ الرِّضا بِقَدَرِک، وَ التَّسْليمِ لِامْرِک؛ حَتَّى لا احِبَّ تَعْجيلَ ما أخَّرْتَ، وَ لا تَأْخيرَ ما عَجَّلْتَ؛ يا رَبَّ الْعَالَمينَ.﴾
/ 4