
روح مجرد
یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد ...
کتاب شریف «روح مجرد» اثر گرانسنگ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی میباشد که به عنوان یادنامۀ موحّد عظیم و عارف کبیر؛ مرحوم آیتالحق و العرفان حضرت حاج سیدهاشم حداد قدّساللهسرّهما به رشتۀ تحریر درآمده است. این اثر در نوع خود بینظیر است و اسرار و مبانی سلوکِ راه خدا را در قالب یادنامه و حالات توحیدی یک عارف بیبدیل منکشف ساخته و پرده از حقیقت توحید و معنای هُوهویّت برداشته و به دفاع از عرفان و مسیر عرفای بالله مبادرت نموده است. اهمّ مطالب مندرج در این کتاب: • شرح عشق و اشتیاقِ حضرت حاج سید هاشم حداد، تعبّد شدید به احکام شرعی؛ تحمّل وصفناشدنی نسبت به امتحانات الهی؛ و حالات تجرّد و فنای ایشان • حالات فنای حاج سیدهاشم حدّاد در ایّام عاشورا و توجّه ایشان به جنبۀ جمالالهی در کربلاء • حضرت حاج سیدهاشم حداد، مَظهرِ «لا هو الا هو» • ضرورت گامنهادن در طریق سیروسلوکالهی • ضرورت «نیاز به استاد»، «مراقبه، ذکر، فکر و ریاضتهای مشروع» و پاسخ به شبهاتِ مربوطه • وصول به توحید بدون ولایت محال است • تحقیقی جامع پیرامون شخصیت ابن عربی، و پاسخ به شبهات مربوطه • تحقیقی از مصنف درباره سلوکِ مُدّعیان عرفان، در ادیان و مذاهب مختلف • حقایقی عرفانی پیرامون حضرت امام رضا علیهالسلام از زبان حاج سید هاشم حداد • تحقیقی عقلی و نقلی از مصنّف، پیرامون وحدت وجود • شناخت اسرار الهی و معانی عمیقِ ادعیۀ ائمه، بدون توحید محال است • معنای نفرینهای اهلبیت در ادعیه و زیارات در کلام حضرت حاج سیدهاشم حداد • کشف اسرار توحیدی در سفر حاج سیدهاشم حداد به بیتاللهالحرام
روح مجرد
138وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وارد شده است. آنجا محیط بر جمیع نشآت و عوالم ملك و ملكوت است. نه آنكه بنده در آنجا مثل خدا مىشود؛ این تعبیر غلط است. با وجود ذات قهّار حضرت أحد در آنجا مِثل و شِبه و نظیر معنى ندارد؛ در آنجا غیر از خدا چیزى نیست؛ این تعبیر صحیح است. در آنجا خدا «هست» و بس؛ و بنده «نیست» است و بس. آنجا ظهور و مظهر لا هُوَ إلّا هُو است.1
اشعار شبسترى در حقیقت عبودیت و فناء (ت)
- چقدر خوب و رسا عارف عاليقدر ما شيخ محمود شبسترى اين حقيقت را ايفا فرموده است:
سؤال:
چرا مخلوق را گويند واصل ** سلوك و سير او چون گشت حاصل
جواب:
وصال حق ز خلقيّت جدائى است ** ز خود بيگانه گشتن آشنائى است
چو ممكن گرد امكان بر فشاند ** به جز واجب دگر چيزى نماند
وجود هر دو عالم چون خيال است ** كه در وقت بقا عين زوال است
نه مخلوق است آن كو گشت واصل ** نگويد اين سخن را مرد كامل
عَدَم كى راه يابد اندرين باب ** چه نسبت خاك را با ربّ ارباب
عدم چبْود كه با حق واصل آيد ** وزو سير و سلوكى حاصل آيد
تو معدوم و عدم پيوسته ساكن ** به واجب كى رسد معدوم ممكن
اگر جانت شود زين معنى آگاه ** بگوئى در زمان: أستغفِرُ الله
ندارد هيچ جوهر بى عَرَض عين ** عرض چبود وَ لا يَبْقَى زَمانَيْن
حكيمى كاندرين فنّ كرد تصنيف ** به طول و عرض و عمقش كرد تعريف
هيولا چيست جز معدوم مطلق ** كه ميگردد بدو صورت محقّق
چه صورت بى هيولا در قِدَم نيست ** هيولا نيز بى او جز عدم نيست
شده اجسام عالم زين دو معدوم ** كه جز معدوم از ايشان نيست معلوم
ببين ماهيّتش را بى كم و بيش ** نه موجود و نه معدوم است در خويش
نظر كن در حقيقت سوى امكان ** كه او بى هستى آمد عين نقصان
وجود اندر كمال خويش سارى است ** تعيّنها امور اعتبارى است
امور اعتبارى نيست موجود ** عدد بسيار يك چيز است معدود
جهان را نيست هستى جز مجازى ** سراسر كار او لهو است و بازى
(«گلشن راز» خطّ عماد اردبيلى سنه ١٣٣٣، ص ٤٣ تا ص ٤٥)
- چقدر خوب و رسا عارف عاليقدر ما شيخ محمود شبسترى اين حقيقت را ايفا فرموده است:
