اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

روح مجرد

یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد ...

0

کتاب شریف «روح مجرد» اثر گرانسنگ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌باشد که به عنوان یادنامۀ موحّد عظیم و عارف کبیر؛ مرحوم آیت‌الحق و العرفان حضرت حاج سید‌هاشم حداد قدّس‌الله‌سرّهما به رشتۀ تحریر درآمده است. این اثر در نوع خود بی‌نظیر است و اسرار و مبانی سلوکِ راه خدا را در قالب یادنامه و حالات توحیدی یک عارف بی‌بدیل منکشف ساخته و پرده از حقیقت توحید و معنای هُوهویّت برداشته و به دفاع از عرفان و مسیر عرفای بالله مبادرت نموده است.  اهمّ مطالب مندرج در این کتاب:  • شرح عشق و اشتیاقِ حضرت حاج سید هاشم حداد، تعبّد شدید به احکام شرعی؛ تحمّل وصف‌ناشدنی نسبت به امتحانات الهی؛ و حالات تجرّد و فنای ایشان  • حالات فنای حاج سیدهاشم حدّاد در ایّام عاشورا و توجّه ایشان به جنبۀ جمال‌الهی در کربلاء  • حضرت حاج سیدهاشم حداد، مَظهرِ «لا هو الا هو»  • ضرورت گام‌نهادن در طریق سیروسلوک‌الهی  • ضرورت «نیاز به استاد»، «مراقبه، ذکر، فکر و ریاضت‌های مشروع»  و پاسخ به شبهاتِ مربوطه  • وصول به توحید بدون ولایت محال است  • تحقیقی جامع پیرامون شخصیت ابن عربی، و پاسخ به شبهات مربوطه  • تحقیقی از مصنف درباره سلوکِ مُدّعیان عرفان، در ادیان و مذاهب مختلف  • حقایقی عرفانی پیرامون حضرت امام رضا علیه‌السلام از زبان حاج سید هاشم حداد  • تحقیقی عقلی و نقلی از مصنّف، پیرامون وحدت وجود  • شناخت اسرار الهی و معانی عمیقِ ادعیۀ ائمه، بدون توحید محال است  • معنای نفرین‌های اهل‌بیت در ادعیه و زیارات در کلام حضرت حاج سید‌هاشم حداد  • کشف اسرار توحیدی در سفر حاج سید‌هاشم حداد به بیت‌الله‌الحرام

روح مجرد

14
  •  ایشان قابل توصیف نیست. من چه گویم درباره كسى كه به وصف در نمى‌آید؛ نه تنها لا یوصَف بود، بلكه لا یدرك و لا یوصَف بود؛ نه آنكه یدْرك و لا یوصَف بود.

  • عدم قدرت مصنّف بر شرح احوال و بیان مدارج و معارج حدّاد

  •  لهذا در نوشتجات حقیر از او نامى به چشم نمى‌خورد و شرح حالى به میان نیامده است. حتّى در كتاب «مهر تابان» كه یادنامه استاد بزرگوار حضرت آیة الله علّامه طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه مى‌باشد و در آنجا از حالات حضرت قاضى مفصّلًا سخن به میان آمده است و از احوالات بعضى از شاگردان و حتّى اسم شاگردان متسلسِلًا آمده است، نامى از سید هاشم حدّاد نیست! چرا؟! و به چه علّت؟! براى اینكه ایشان به قلم در نمى‌آید، و در خامه نمى‌گنجد. او شاه‌باز بلند پروازى است كه هر چه طائر فكر و عقل و اندیشه اوج بگیرد و بخواهد وى را دریابد، مى‌بیند او برتر و عالى‌تر و راقى‌تر است. فَیرْجِعُ الْفِکرُ خاسِئاً وَ البَصَرُ ذَلیلًا وَ البَصیرَةُ کلیلَةً، فَتَبْقَى حَیرَى لا تَعْرِفُ یمْنَةً عَن یسْرَةٍ وَ لا فَوْقاً مِن تَحْتٍ وَ لا أمامًا مِن خَلْفٍ.

  •  آخر چگونه كسى كه محدود به جهات و تعینات است توصیف روح مجرّد را كند، و بخواهد آن را در قالب آورد و گرداگرد او بچرخد و او را شرح و بیان نماید؟! در اینجا مى‌بینیم كه چقدر خوب و روشن گفتار ملّاى رومى بر منصّه حقیقت مى‌نشیند و مصداق خود را در خارج پیدا میكند:

  • من به هر جمعیتى نالان شدم‌***جفت بدحالان و خوش حالان شدم‌
  • هر کسى از ظنّ خود شد یار من‌***وز درون من نجست اسرار من‌
  • سِرّ من از ناله من دور نیست‌***لیک چشم و گوش را آن نور نیست‌
  • تن ز جان و جان ز تن مستور نیست‌***لیک کس را دید جان دستور نیست‌1
    1. " مثنوى" طبع آقا ميرزا محمود، ص ١، سطر ٣ و ٤