
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
146عدم انفکاک ثقلین از یکدیگر تا روز قیامت
پیغمبر اکرم در آخرین1 خطبهاى که ایراد نمودند فرمود:
«من در میان شما دو چیز به یادگار مىگذارم، دو چیز بزرگ و گرانبها، کتاب خدا و اهل بیت من، و آن دو از هم جدا نمىشوند تا کنار حوض کوثر هر دو با هم بر من وارد شوند.»
چون قرآن بدون معلم و قیم براى مردم به تنهائى کافى نیست. عُمَر که گفت: کَفانا کِتابُ اللَهِ براى ما کتاب خدا کافى است و ما احتیاج به امام نداریم طبق فرموده رسول خدا اشتباه گفت، چون رسول خدا فرموده است:
«این دو: کتاب خدا و اهل بیت، قابل جدا شدن نیستند.»
پس کسى که یکى را بدون دیگرى بخواهد بگیرد آن یکى هم به دست او نیامده است.
بدون اهل بیت کتاب خدا کفایت نمىکند
بنابر این آن مرد که گفت: ما قرآن را مىگیریم و به عترت نیازمند نیستیم حقّاً کتاب خدا هم به دستش نرسیده و خود و تابعینش دستشان هم از کتاب و هم از اهل بیت کوتاه شده است، چون قرآن داراى حقیقت و واقعیتى است که از این الفاظ بالاتر و بسیار مهمتر است.
همانطورى که اگر ما در روى کاغذ نامى را مانند حسن، تقى، على بنویسیم این نام حکایت از یک واقعیت در خارج مىکند که داراى بدن و روح و حدود و مشخّصات و حیات و علم و قدرت و نفس و غرائز و نیات و غیرها است و آن حقیقت به هزاران مرتبه بلکه بیشتر از این لفظ حاکى، عالىتر و راقىتر است و این نام فقط یک معرّف و نماینده ایست از آن واقعیت، همین طور حقیقت قرآن کریم عالمى است بسیار عالى و بزرگ و زنده، جمیع حقائق در او موجود، و تمام راهها و مسالک خیر و شرّ و نتائج اعمال از بهشت و دوزخ و صراط و کتاب و میزان در او مشهود. و این الفاظ که بین الدَّفَّتین نوشته شده است نمایندهاى و نامى از آن حقیقت است، و امام علیه السّلام به آن حقیقت واقف و جمیع معانى و واقعیتهاى این کتاب آسمانى در نفس امام منطوى است، وَ کلَّ شَىْءٍ احْصَیناهُ فى امامٍ مُبینٍ.2
معیّت امیرالمومنین با قرآن
و این همان معیتى است که رسول خدا فرمود: عَلِىًّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرآنُ مَعَ عَلِىٍّ لا یفْتَرِقانِ حَتّى یرِدا عَلَىَّ
- فى المقدمة الثانیة من تفسیر «الصافى» نقلا عن «الکافى.»
- سوره یس: ٣٦ ـ آیه ١٢.
