
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
152اوست نگردد بلکه موجبات رضا و خشنودى او را بجاى آورد. و رضا و غضب او معلوم نمىشود مگر از راه وحى الهى که به خود او برسد یا از راه خبر دادن رسول از طرف خدا. و بنابر این کسى که وحى به او نرسد باید به طلب پیغمبران برود و چون به آنان برخورد کرد مىداند که آنان از طرف خدا حجّتاند و اطاعت آنها واجب. و من به مردم گفتم: آیا مىدانید که رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم از جانب خدا حجّت بر بندگان اوست؟ گفتند: آرى. گفتم: در وقتى که رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم از دنیا رفت حجّت بر بندگان خدا کیست؟ گفتند: قرآن، و من چون در قرآن تأمّل کردم دیدم که کتابى است که با آن مُرْجى و قَدَرى و زندیق1 که به خدا ایمان ندارد استدلال مىکنند و آیات قرآن را براى اثبات مدّعاى خودشان بر علیه رقیبانشان شاهد و دلیل مىآورند، و بنابر این دانستم که قرآن به تنهائى نمىتواند حجّت بر بندگان خدا باشد مگر به واسطه قیمى که عارف بر حقائق و اسرار و تأویلات کتاب خدا باشد. اوست که از جانب خدا بر مخلوقاتش حجّت است و آنچه را که او در معانى و تأویلات قرآن بگوید حق است. و بنابر این به آنها گفتم: قیم قرآن کیست؟ گفتند: ابن مسعود مىدانست قرآن را و عُمَر مىدانست و حذیفه مىدانست. گفتم: آیا تمام قرآن را مىدانست؟ گفتند: نَه، و بنابر این هیچکس را نیافتم که بگویند که تمام قرآن را بداند مگر علىّبنأبىطالب علیه السّلام را. و چون مشکل و مجهولى در بین قومى باشد این بگوید: نمىدانم و دیگرى بگوید: نمىدانم و دیگرى نیز بگوید: نمىدانم ولیکن یکى بگوید: مىدانم، و در تمام مشکلات و مجهولاتِ قرآن على مىگوید مىدانم، و مشکل را حلّ مىکند پس بنابر این فهمیدم که على علیه السّلام قیم قرآن است و اطاعت او بر امّت واجب، او حجّت خداست بعد از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بر مردم و آنچه را درباره قرآن بگوید حق است. حضرت چون این استدلال را از من شنیدند فرمودند: خدا تو را رحمت کند.2
- مُرجى و جمعش مُرْجئه فرقهاى از اسلام هستند که مىگویند با ایمان هیچ معصیتى ضرر ندارد و با کفر هیچ طاعتى فائده ندارد. و آنها را مرجئه مىگویند چون معتقدند که خدا عذاب آنها را به تاخیر مىاندازد. و قدریه کسانى هستند که جبرى مذهب یا تفویضى مذهب هستند، و زندیق کسى است که یا انکار خدا کند و یا دو مبدأ خیر و شرّ را قائل باشد.
- «اصول کافى» ج ١ کتاب الحجة ص ١٦٨.
