
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
153مناظره اصحاب امام صادق علیه السّلام با مرد شامى درباره امّامت
و نیز کلینى با اسناد خود از یونس بن یعقوب روایت کند که گفت: من در نزد حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام بودم که مردى از اهل شام آمد و گفت: من مردى هستم داراى علم فقه و کلام و مسائل عملیه، آمدهام تا با اصحاب تو مناظره و مباحثه کنم. حضرت فرمودند: آیا تو از پیش خود سخنى مىآورى یا سخنانت از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اتّخاذ شده است؟ گفت: هم از نزد خود سخنانى دارم و هم از نزد رسول خدا سخنانى دارم. حضرت فرمودند: بنابر این تو شریک رسول خدا هستى؟ گفت: نه، حضرت فرمودند: آیا از جانب خدا به تو وحى مىرسد و تو را با خبر مىکند؟ گفت: نه، حضرت فرمودند: آیا اطاعت از تو مانند اطاعت از رسول خدا واجب است؟ گفت: نَه. یونس مىگوید: حضرت رو به من کرده فرمودند: اى یونس بن یعقوب این مرد قبل از اینکه شروع به مناظره کند خود بر علیه خود اعتراف نمود و بر علیه دعاوى خود اقرار کرد.
سپس حضرت فرمودند: اى یونس اگر در فنّ مناظره و کلام دست داشتى چه خوب بود که با این مرد به مناظره مىپرداختى. یونس مىگوید: با خود گفتم: وا حَسْرَتاهْ که من از این فنّ بىبهرهام، و سپس به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم شنیدم از شما که ما را از کلام و مجادله منع مىنمودید و مىفرمودید: واى بر متکلّمین که در بین سخن و مناظره مىگویند: این درست است آن نادرست، این را مىتوان گفت آنرا نمىتوان گفت، این را تعقّل مىکنیم آنرا تعقّل نمىکنیم. حضرت فرمودند: من گفتم واى بر آنان که اگر در مناظرات خود آنچه را من مىگویم نادیده گرفته و از نزد خود آنچه را مىپسندند در مناظرات بیاورند.
سپس حضرت فرمودند: برخیز و بیرون برو ببین از متکلّمین کسى را مىیابى با خود بیاور. یونس گوید: من حُمْران بن اعْین را آوردم و قدرت بر مناظره داشت و احول را (محمّد بن نعمان که او را مؤمن الطاق گویند) آوردم و او نیز قدرت بر مناظره داشت و هشام بن سالم را آوردم و او نیز قدرت بر مناظره داشت و قیس بن ماصر را آوردم و او به نظر من از همه اینها قدرتش در فنّ مناظره بیشتر بود، او کلام و مناظره را از حضرت علىّ بن الحسین علیه السّلام آموخته بود. چون همه اینها آمدند و همه در نزد آن حضرت در خیمهاى که در کنار حرم قبل از اداء حجّ حضرت بر پا مىکردند و چند
