اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

154
  • روزى در آن خیمه در دامنه کوه به سر مى‌بردند جمع شدند و مجلس مستقر شد، حضرت سر خود را از خیمه بیرون کرده دیدند که شتر سوارى نیمه تُند مى‌آید حضرت فرمودند: سوگند به خداى کعبه هشام است. ما چنین پنداشتیم که هشامى که از نواده‌هاى عقیل بوده و حضرت به او محبت شدیدى داشتند آمده است. ناگهان هشام بن حَکم وارد شد، جوانى بود که تازه سبزى مو بر عارضش دمیده و تمام افراد ما سنشان از او بیشتر بود، حضرت برخاستند و او را در کنار خود جاى دادند و فرمودند:

  • ناصِرُنا بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ یدِهِ

  •  «هشام یار و معین ماست با قلبش و زبانش و دستش.»

  •  سپس حضرت فرمودند: اى حمران با این مرد شامى به مباحثه بپرداز. حمران مشغول مباحثه شد و بر او غالب آمد. سپس حضرت فرمودند: اى طاقى‌1 با او مناظره کن. او مناظره نمودند و نیز بر او چیره گشت، سپس حضرت فرمودند: اى هشام بن سالم با این مرد به سخن و کلام مشغول شو. آن دو به قدرى با یکدیگر تکلّم کردند که از مطالب یکدیگر بدون غلبه یکى بر دیگرى آگاه شدند. سپس حضرت فرمودند: اى قیس بن ماصر با این مرد مباحثه کن، او مشغول به تکلّم شد و به واسطه شکستگى‌اى که در مناظره بر شامى وارد مى‌کرد حضرت مى‌خندیدند. بعداً حضرت به شامى گفتند: با این جوان «هشام بن حکم» سخن بگو. مرد شامى گفت: بلى، و رو کرد به هشام و گفت: اى جوان از من راجع به امّامت این مرد (منظور حضرت صادق است) سؤال کن، هشام چنان به غضب درآمد به حدّى که بلرزید و گفت: اى مرد شامى خدا بیشتر در امور بندگانش صاحب نظر و حکم و تدبیر است یا آن که بندگان بیشتر صاحب نظرند نسبت به نفوس خود؟ شامى گفت: خداوند بیشتر صاحب نظر است.

  •  هشام گفت: خداوند با این نظر و تدبیر و محبّتى که به خلقش دارد براى آنها چه مى‌کند؟

  •  شامى گفت: حجّت و راهنما مى‌فرستد تا آنکه متفرّق و متشتّت نگردند و در امور خود با یکدیگر اختلاف نکنند، آن راهنما آنها را با یکدیگر مهربان کند و کجى‌

    1. اقى همان مؤمن الطّاق است و چون در زیر یک طاق دکان داشته او را مؤمن الطاق گویند، ولى سنّى‌ها در کتب خود او را شیطان الطّاق گویند.