
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
156هشام گفت: در زمان رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم یا در این زمان؟
شامى گفت: در زمان رسول خدا معلوم است که رسول خدا حجّت است، بگو ببینم در این زمان کیست؟
هشام گفت: همین شخص نشستهاى که براى زیارت و ملاقات او شد رحال نموده با مرکبها از راههاى دور مىآیند، و ما را از خبرهاى آسمان (و زمین) خبر مىدهد، و این میراثى است که به او از پدر و از جدش رسیده است.
شامى گفت: من از کجا این معنى را بدانم؟
هشام گفت: از هر چه مىخواهى از او سؤال کن.
شامى گفت: حجّت را بر من تمام کردى و راه عذر مرا بریدى بر عهده من است سؤال. سپس حضرت فرمودند: اى شامى خبر بدهم تو را که چگونه سفر کردهاى و راه سیر تو چگونه بوده است؟ سفر تو و طریق تو چنین و چنان بوده است.
شامى گفت: راست مىگوئى، اسْلَمْتُ لِلّهِ السّاعَةَ «الآن من در برابر حکم خدا تسلیم شدم و اسلام آوردم.» حضرت فرمودند: بَلْ آمَنْتَ بِاللَهِ السّاعَةَ «بلکه در این ساعت به خدا ایمان آوردى» اسلام قبل از ایمان است، بر اساس اسلام مردم از یکدیگر ارث مىبرند و نکاح مىکنند و امّا به درجات اخروى بر اساس ایمان مىرسند. شامى گفت: صَدَقْتَ فَانَا السّاعَةَ اشْهَدُ انْ لا الهَ الّا اللَه وَ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم وَ انَّکَ وَصِىُّ الْاوْصِیاءِ «راست گفتى و من الآن گواهى مىدهم به لا الهَ الَّا اللَهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ و اینکه تو وصى اوصیاء هستى.»
یونس گوید: سپس حضرت رو کردند به حمران و فرمودند: تو بحث و کلام را بر اساس روایت قرار مىدهى و به حقّ ظفر مىیابى، و رو کردند به هشام بن سالم و فرمودند: تو مىخواهى از راه روایت استدلال کنى ولى معرفت کافى به روایات ندارى. و سپس رو کردند به احْوَل1 و فرمودند: قَیاسٌ رَوّاعٌ، بسیار با قیاس و ملاحظه امور مشابه و نیز با لطائف الحیل مىخواهى بر خصم غالب آئى و باطل او را به باطل مىشکنى الّا آنکه باطل تو به حق نزدیکتر است. و سپس رو کردند به قیس بن ماصر2 و فرمودند: تو مناظره مىکنى و به عوض آنکه خبرى که از رسول خدا به مطلب بسیار نزدیک است شاهد و دلیل خود بیاورى، آن را رها کرده و به خبرى که بسیار از مطلب دور و از شاهد و دلیل بر کنار است استدلال مىکنى، و در هنگام مناظره سخن
- آیةاللَه سید حسن صدر در کتاب «تأسیس الشّیعة لعلوم الإسلام» ص ٣٥٨، از جمله مشاهیر متکلّمین از شیعه را «أحوَل» شمرده است؛ مىفرماید: و منهم أبوجعفرٍ مؤمنُ الطّاق، دکانش در طاق المَحامل در کوفه بود. نقود (درهم و دینار) را به وى عرضه مىداشتند، آنرا که همهاش غِشّ بود ردّ مىکرد و آنرا که مخلوط بود مقدار غشّ را معین مىکرد، سپس معلوم مىشد که گفتارش صحیح بوده است، فلهذا او را شیطان الطّاق مىگفتند. او محمّد بن علىّ بن نعمان بن أبى طریقه بَجَلّى أحول است.
از حضرت علىّ بن الحسین و أبى جعفر و أبى عبداللَه علیهم السّلام روایت کرده است. منزله و مقام وى در حسن محاضره و در علم، أشهر است از آنکه ذکر شود. یگانه روزگار بود در علم کلام و مناظره. با متکلّمین عصر خود مناظره کرد، و حُجَج مخالفان را برید و قطع نمود. با خُصوم خود در عقیده از یک مجرا وارد نمىشد، و بهطور مسابقه بحث نمىنمود. از تصنیفات اوست کتاب افْعَل لا تَفعَل (که بسیار طویل و نیکوست)، و کتاب احتجاج در إمامت أمیر المؤمنین علیه السّلام، و کتاب کلام او علیه خوارج، و کتاب مجالس او با أبوحنیفه و فرقه مُرجئه. و او از تابعین شمرده میشود. ابن ندیم گوید: او مرد متکلّم و چیره دستى بود و لهُ من الکتبِ: کتابُ الإمامة، کتابُ المعرفة، کتاب الرّدِّ على المعتزلة فى إمامةِ المَفضول، کتابُ الطّلحةِ و الزّبیرِ و عآئشةَ رضىَ اللَه تعالَى عنهم انتهى ما فى الفهرست - آیةاللَه سید حسن صدر در کتاب «تأسیس الشّیعة لعلوم الإسلام» ص ٣٥٨ و ٣٥٩، از جمله مشاهیر متکلّمین از شیعه را قیس بن ماصر شمرده است. وى گوید: و منهم قَیسُ الماصر، یکى از اعلام و مشاهیر متکلّمین از شیعه است. او شاگردانى داشت؛ و از مشایخ شیعه در علم کلام است. و در فنّ کلام از هِشام بن حَکم و حَمدان أحول نیکوتر است. علم کلام را از حضرت علىّ بن الحسین علیهما السّلام آموخت. در اینجا پس از آنکه مرحوم آیةاللَه صدر، کلام حضرت صادق علیه السّلام را درباره او و أحول و حُمران بن أعین و هِشام بن سالم همانطور که ما در متن طبق روایت «کافى» آوردیم، نقل مىکند در پایان مىگوید: من مىگویم: حُمران بن أعین برادر زُرارة بن أعین است، و او از طبقه تابعین است، چرا که او با أحول مؤمن الطّاق و با قیس بن ماصر، علم کلام را از حضرت زین العابدین علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرا گرفتهاند
- آیةاللَه سید حسن صدر در کتاب «تأسیس الشّیعة لعلوم الإسلام» ص ٣٥٨، از جمله مشاهیر متکلّمین از شیعه را «أحوَل» شمرده است؛ مىفرماید: و منهم أبوجعفرٍ مؤمنُ الطّاق، دکانش در طاق المَحامل در کوفه بود. نقود (درهم و دینار) را به وى عرضه مىداشتند، آنرا که همهاش غِشّ بود ردّ مىکرد و آنرا که مخلوط بود مقدار غشّ را معین مىکرد، سپس معلوم مىشد که گفتارش صحیح بوده است، فلهذا او را شیطان الطّاق مىگفتند. او محمّد بن علىّ بن نعمان بن أبى طریقه بَجَلّى أحول است.
