
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
157حق را با باطل مخلوط و درهم مىکنى ولى بدان که سخن حقّ گرچه کوتاه و کم باشد از سخن باطل که بسیار باشد کفایت مىکند، انْتَ وَ الْاحْوَلُ قَفّازانِ حاذِقانِ، تو و احول هر دو در مناظره بسیار از این شاخه به آن شاخه مىپرید و طرف خود را گیج مىکنید و در این فن استادید.
یونس مىگوید: من در آن حال سوگند به خدا که چنین پنداشتم آن حضرت به هشام بن حَکم هم مانند آنچه به این دو نفر گفتند مىگویند، لکن حضرت به هشام بن حکم فرمود: اى هشام تو هیچ گاه در مناظره نمىگذارى خود را که بر زمین بیفتى، چون طائر و پرندهاى که او را بزنند چون بخواهى که بر زمین بیفتى پاهاى خود را در شکم خود جمع نموده یک مرتبه بر آسمان پرواز مىکنى، و مانند تو شخصى باید با مردم مناظره کند، و کمکهاى معنوى از عالم معنى ان شاء اللَه به تو خواهد رسید.1
و نیز نعمانى در تفسیر خود آورده است که اسماعیل بن جابر مىگوید:
سَمِعْتُ ابا عَبْدِ اللَهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحمَّدٍ الصّادِقَ علیهما السّلام یقُولُ:
انَّ اللَهَ تَبارَکَ وَ تَعالى بَعَثَ مُحَمَّداً فَخَتَمَ بِهِ الْانبِیاءَ فَلا نَبىَّ بَعْدَهُ، وَ انْزَلَ عَلَیهِ کِتاباً فَخَتَمَ بِهِ الْکُتُبَ فَلا کِتابَ بَعْدَهُ، احَلَّ فیهِ حَلالًا وَ حَرَّمَ حَرامّاً فَحَلالُهُ حَلالٌ الى یوْمِ الْقِیامَةِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ الى یوْمِ الْقِیامَةِ، فیهِ شَرْعُکُمْ وَ خَبَرُ مَنْ قَبْلَکُمْ وَ بَعْدَکُمْ وَ جَعَلَهُ النَّبىُّ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم عِلْماً باقیاً فى اوْصِیائِهِ.2
«مىگوید: از حضرت ابا عبداللَه جعفر بن محمّد الصّادق علیه السّلام شنیدم که مىفرمود: خداوند تبارک و تعالى محمّد را برانگیخت و به او نبوّت را خاتمه داد، پس پیغمبرى بعد از او نیست. و بر او کتابى فرو فرستاد و با آن به کتب سماویه خاتمه داد، پس نیست کتابى بعد از آن، در آن کتاب چیزهائى حلال شمرده شده و چیزهائى حرام شمرده شده، حلال او حلال است تا روز قیامت و حرام او حرام است تا روز قیامت. و در آن کتاب شریعت و قانون شما است و اخبار کسانى که قبل از شما آمدهاند و بعد از شما خواهند آمد، و رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم آن کتاب را عِلم باقى در میان اوصیاى خود قرار داده است.»
بارى بعد از رحلت رسول خدا با نداى «کَفانا کِتابُ اللَهِ» أمّت را از اهل بیت
- «اصول کافى» ج ١ ص ١٧١.
- «تفسیر صافى» ج ١ ص ٢٣.
