اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

159
  • مطمئن و بدون اضطراب است).

  •  امّا آن کسانى که دین و کتاب خدا را از آل محمّد جدا نمودند و خلافت را از مقرّش منسلخ و در غیر موضع خود نهادند تخم نافرمانى و فجور را در دلهاى امّت مسکین کاشتند و در سینه‌هاى پر کینه خود مختفى بداشتند و با هوسها و آرزوها و غرور نفس امّاره پیوسته آن را آبیارى نمودند تا بالنَّتیجه حاصل زراعت و محصول درو شده آنان ضلالت و هلاکت شد. زیرا که با آل محمّد علیهم السّلام هیچ فردى در این امّت قابل مقایسه و برابرى نخواهد بود. آن کسانى که از نعمت آل محمّد ربوده و به نام خلافت رسول اللَه این نعمت را بر خود جارى ساختند قابل قیاس با آنها نیستند. آل محمّد اساس و پایه‌هاى دینند و ستونهاى یقین، غلوّ کنندگانى که در دین تندروى نموده و از صراط مستقیم تجاوز کرده‌اند باید به راه و روش آل محمّد برگردند و خود را با مقیاس سیره و سنّت آنان معتدل بنمایند، و عقب افتادگانى که به علّت سستى و تکاهل از راه یقین و سلوک رضا عقب مانده‌اند باید براى سعادت خود، خود را به آل محمّد برسانند و از رویه و روش آنها پیروى کنند. براى آل محمّد است اختصاصات ولایت، از علوم غیر متناهى و قدرتهاى الهى و معجزات و کرامتهائى که خدا آنها را بدان خلعت مخلَّع نموده است، در ایشان مقام وصایت و وراثت خاتم المرسلین است. و الآن وقتى است که حقّ به اهلش رسیده و به محلّش انتقال یافته است. (کنایه از آنکه تا به حال به ظلم و عدوان از محلش جدا و از مستقرش به دور افتاده بود).»

  •  و نیز در ضمن کلامى دیگر فرماید:

  • فَوَ اللَهِ ما زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقّى مُسْتأْثَراً عَلَىَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَهُ نَبِیهُ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم حَتّى یوْمِ النّاسِ هذا.1

  •  «به خدا سوگند که از زمانى که خداوند روح پیغمبرش را قبض نمود تا این زمان پیوسته از حقّ خود محروم و برکنار شده بوده‌ام، دیگران حقّ مرا ربوده خود را جلو انداخته و مرا ممنوع نموده‌اند.»

  • خطبه حضرت امیرالمؤمنین (ع) راجع به نداشتن یار و معین‌

  •  و از خطبه حضرت که بعد از رحلت رسول خدا ایراد کردند در وقتى که عبّاس بن عبد المطلّب و ابو سفیان براى بیعت کردن با آن حضرت آمده بودند پیداست که چقدر آن حضرت تنها و بدون یاور بوده که خود را بدون جناح و بال معرّفى مى‌کند:

    1. «نهج البلاغه» ج ١ ص