اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب نفیس «مهرتابان» اثر گرانسنگ علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه، یادنامۀ علمی و اخلاقیِ عالم ربّانی علامه سید محمدحسین طباطبائی رضوان‌الله‌علیه می‌باشد و پیرامون جامعیت ایشان در علم و عمل، و اخلاق و عرفان به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این اثر:  بخش اول: زندگینامه علامه طباطبائی و روش علمی ایشان؛ شامل مطالبی چون:  • تربیت عرفانی علامه نزد آیة‌الله قاضی رضوان‌الله‌علیهما  • روش علامه طباطبائی در حکمت و فلسفه، و عرفان و اخلاق  • استاد بودنِ علامه در عقل و قلب و شرع  • ضرورت فلسفه در فهم روایات اصولی  • بحث علامه دربارۀ وحدت بالصرافۀ ذات حق   • سبب تعطیلیِ تعلیقات علامۀ طباطبائی بر «بحارالأنوار»  • مزایا و جامعیتِ تفسیر «المیزان» و لزوم تدریس آن  • تواضع علامه نسبت به ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • بخش دوم: مصاحبات مرحوم مؤلف با علامه در ابحاث مختلف:   • ابحاث قرآنی: شاملِ مباحثی همچون تفسیر آیۀ «عَبَسَ وَ تَوَلَّى‏»، پیرامون حروف مقطّعۀ سوره‌ها، مراد از نعمت در قرآن.  • ابحاث فلسفی: شاملِ مباحثی چون نفی تثلیث، تشکیک وجود نزد حکماء و عرفاء، بحثی دامنه‌دار پیرامون فناء یا بقای عین ثابت هنگام فنای ذاتی سالک  • ابحاث عرفانی و اخلاقی: شامل مباحثی چون کیفیت نزول وحی، حالات توحیدی مرحوم قاضی رضوان‌الله‌علیه  • ابحاث علمی: شاملِ مباحثی چون خلقت اولین مخلوق، و خلقت روح و ملائکه، کیفیت تأثیر دعا، پیرامون عالَم برزخ، راجع به حروف أبجد و اقسام آن، راجع به طیّ‌الأرض.  • ابحاث تاریخی: شاملِ مباحثی چون ناسخ بودن دین اسلام، کیفیت کتابت قرآن، مناسب‌تر بودن «مَلِکِ یوم‌الدین» در سورۀ حمد، تاریخچه جمع‌آوری قرآن، عدم تحریف قرآن، کیفیت نزول تورات و انجیل.

سرای جاوید

مهر تابان

152
  • بگوید؛ و گفت: من از این قرار داد رسول خدا مطّلع نبودم.

  •  و امّا سُنَن‌ كه در این روایت آمده من جائى ندیده‌ام. و آنچه در بعضى از روایات آمده است مِئین است، یعنى سوره هائیكه در حدود صد آیه هستند؛ و شاید هم سُنَن در این روایت همان مِئین بوده و بوسیله كتابتِ كتّاب، تحریف‌1 شده است.

  •  و مشهور آنست كه قرآن را به سه قسمت تقسیم مى‌كنند: سُوَر طوال، سور مئین، سور مُفصَّلات. غایة الامر از سوره نَبَأ (عَمَّ يَتَساءَلُونَ) تا آخر قرآن را سور قِصار هم مى‌گویند.

  • مراد از متشابه و مثانى در قرآن كریم‌

  •  و امّا مَثانى‌ من بیاد ندارم كه بر بعضى از سور قرآن اطلاق شده باشد، زیرا ثَنَى یثْنِى‌ یعنى خم شدن و برگشتن؛ و چون بسیارى از آیات قرآن ناظر بر بعضى از آیات دیگر است، گویا مثل اینكه این آیات دو مرتبه ذكر شده است: یكى معنى خود آیه، و یكى نظرى كه به آیه دیگر دارد. و آن آیه قبل نیز دو مرتبه ذكر شده است: یكى خود آیه، و یكى این آیه دیگر كه راجع به آنست و معنى آن را در خود بازگو مى‌كند.

  •  و چون تمام آیات قرآن ناظر بر یكدیگر است و هر آیه‌اى، معنى آیه دیگرى را متضمّن است، بنابراین تمام قرآن را مى‌توان مَثانى‌2 گفت:

    1. عبارت سُنَن در «جواهر» طبع حاج موسى ملفّق آمده است، ولى در طبع حروفى نجف همان لفظ مِئين را ثبت کرده‌اند؛ و چون به اصل آن در کافى مراجعه شد («اصول کافى» طبع حروفى، ج ٢، ص ٦٠١) آنجا نيز مئين ضبط شده است.
    2. در تعليقه ص ٦٠١، از ج ٢ «اصول کافى» طبع حروفى از «وافى» نقل کرده است که: «سور طُوَل، بر وزن صُرَد هفت سوره اوّل قرآن بعد از فاتحه است، بنا بر اينکه أنفال و توبه را سوره واحده بگيريم (بجهت آنکه هر دو درباره غزوات حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد شده است و بهمين جهت آن دو را قَرينَتَين ميگويند و بين آن دو نيز بسم الله الرحمن الرحيم نيامده است) يا آنکه سوره هفتم را سوره يونس بگيريم. و مثانى هفت سوره بعد از اين هفت سوره است، و آنها را مثانى گويند چونى مثنَى و مثانى- مانند معنَى و معانى- بمعناى دنبال و پشت سر در آمدن است. و گاهى اوقات مثانى بر جميع سوره‌هاى قرآن چه طوال آن و چه قصار آن اطلاق مى‌شود. و امّا مئين از سوره ١٧: بنى إسرائيل است تا هفت سوره، و آنها را مئين گويند بجهت آنکه آيات هر يک از آنها در حدود صد آيه است. اينطور در بعضى از تفاسير آمده است.»- تمام شد کلام «وافى». وليکن معنائى را که «وافى» براى مثانى نموده است تمام نيست؛ چون ثَنَى يَثْنى همانطور که در لغت آمده و علّامه فرمودند، بمعناى عطف توجّه و عطف چيزى بر چيزى مانند خم کردن و کج کردن است نه مطلق عقب در آمدن.
      بارى، جمع بين کلام صاحب «وافى» و روايتى را که از «کافى» نقل نموديم اين مى‌شود که بگوئيم: سور طِوالْ يا طُوَلْ، هفت سوره بعد از فاتحه است: بقرة، آل عمران، نساء، مائدة، أنعام، أعراف، يونس. و سوره‌هاى مثانى، هفت سوره بعد از آنهاست بنا بر اينکه أنفال و توبة يکى باشد: أنفال توبة، هود، يوسف، رعد، إبراهيم، حِجر، نَحل. و سوره‌هاى مِئين، هفت سوره بعد از آنهاست: إسراء، کهف، مريم، طه، أنبياء، حَجّ، مؤمنون. و سوره‌هاى مفصّل، شصت و هشت سوره بعد از آنهاست؛ يعنى از سوره نور که بيست و چهارمين سوره است تا سوره و الشّمس که نود و يکم است، و ما بقى سوره‌ها سُوَر قصار است، و اللهُ العالِم.
/ 12