اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب نفیس «مهرتابان» اثر گرانسنگ علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه، یادنامۀ علمی و اخلاقیِ عالم ربّانی علامه سید محمدحسین طباطبائی رضوان‌الله‌علیه می‌باشد و پیرامون جامعیت ایشان در علم و عمل، و اخلاق و عرفان به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این اثر:  بخش اول: زندگینامه علامه طباطبائی و روش علمی ایشان؛ شامل مطالبی چون:  • تربیت عرفانی علامه نزد آیة‌الله قاضی رضوان‌الله‌علیهما  • روش علامه طباطبائی در حکمت و فلسفه، و عرفان و اخلاق  • استاد بودنِ علامه در عقل و قلب و شرع  • ضرورت فلسفه در فهم روایات اصولی  • بحث علامه دربارۀ وحدت بالصرافۀ ذات حق   • سبب تعطیلیِ تعلیقات علامۀ طباطبائی بر «بحارالأنوار»  • مزایا و جامعیتِ تفسیر «المیزان» و لزوم تدریس آن  • تواضع علامه نسبت به ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • بخش دوم: مصاحبات مرحوم مؤلف با علامه در ابحاث مختلف:   • ابحاث قرآنی: شاملِ مباحثی همچون تفسیر آیۀ «عَبَسَ وَ تَوَلَّى‏»، پیرامون حروف مقطّعۀ سوره‌ها، مراد از نعمت در قرآن.  • ابحاث فلسفی: شاملِ مباحثی چون نفی تثلیث، تشکیک وجود نزد حکماء و عرفاء، بحثی دامنه‌دار پیرامون فناء یا بقای عین ثابت هنگام فنای ذاتی سالک  • ابحاث عرفانی و اخلاقی: شامل مباحثی چون کیفیت نزول وحی، حالات توحیدی مرحوم قاضی رضوان‌الله‌علیه  • ابحاث علمی: شاملِ مباحثی چون خلقت اولین مخلوق، و خلقت روح و ملائکه، کیفیت تأثیر دعا، پیرامون عالَم برزخ، راجع به حروف أبجد و اقسام آن، راجع به طیّ‌الأرض.  • ابحاث تاریخی: شاملِ مباحثی چون ناسخ بودن دین اسلام، کیفیت کتابت قرآن، مناسب‌تر بودن «مَلِکِ یوم‌الدین» در سورۀ حمد، تاریخچه جمع‌آوری قرآن، عدم تحریف قرآن، کیفیت نزول تورات و انجیل.

سرای جاوید

مهر تابان

179
  • اینچنین است، و استثناء منقطع است؛ خروج از فطرت چه معنى دارد؟ مگر مى‌شود كسى یا موجودى بطور كلّى از سازمان اوّلیه و از قالب هستى خود خارج شود و به فطرت و سازمان دیگرى درآید؟ و علاوه مى‌دانیم كه فطرت انسان بر توحید و سعادت است، نه بر شقاوت.

  •  و اگر بگوئیم: آن راه یافتگى نیز طبق موازین و اساس فطرت است، و دو حالت مختلف انسان را فرا مى‌گیرد: حالت اوّلیه كه اعراض و سرپیچى و فرومایگى و یأس و سرافكندگى است، و حالت ثانویه كه خروج از این مرحله، و پیدایش بصیرت و راه یافتگى در صراط مستقیم باشد، و استثناء متصّل باشد؛ این خلاف ظاهر آیه است كه مى‌فرماید: همه بر شاكله خود رفتار مى‌كنند و آن اعراض و یأس طبق شاكله است؛ بنابراین باید آن راه یافتگى، خارج از شاكله یعنى از سازمان وجودى انسان باشد؟

  •  علّامه: ظاهراً مراد از شاكله همان شاكله اوّلیه است قبل از آنكه دست تربیت بر سر انسان قرار گیرد و استعدادهاى نهفته و خفته او را بمرحله فعلیت و ظهور و بروز برساند. زیرا كه انسان موجودى است متحرّك و قابل ترقّى و كمال؛ بنابراین سرشت اوّلیه او همان استعدادِ محض و قابلیت صِرفه است كه چون آنرا در عالم طبیعت و كثرت بحال خود گذارند: أَعْرَضَ وَ نَأى‌ بِجانِبِهِ‌، و یؤس‌ و كفور مى‌گردد؛ و چنانچه او را تربیت كنند و راه را به او نشان دهند، از این مراحل ضعف و فتور و سستى عبور نموده و بمقام عزّ انسانیت مى‌رسد.

  •  پس در سرشت انسان این استعداد و قابلیت نهفته است، و این قدرت و قوّت خفته است؛ و انسان گرچه بحسب ظاهر همان انسان مأیوس و كفور است لیكن در نهاد او دریاهائى از نور تابان حقیقت موج مى‌زند كه آنها نیز از سرشت او خارج نبوده‌اند، منتهى آن نورها و درخشش‌ها بوسیله ریاضت و تربیت باید

/ 340