اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مهر تابناک

114٬662

کتاب شریف «مهر تابناک» اثری نفیس پیرامون احوالات و زندگی و اخلاقیات یگانۀ دهر، عارف کامل و سالک واصل حضرت آیة‌اللَه حاج سیدعلی قاضی طباطبائی، برگرفته از آثار حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و فرزند بزرگوارشان حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّهم می‌باشد. از آنجا که تتبّع و مطالعه در احوال اولیای دین، موجب تشویق و تحریک نفس به سمت تعالی و فلاح است و انسان را از تعلق به کثرات دنیوی باز می‌دارد، اطلاع بر سیره و سلوک علمی و عملیِ عارفی چون حضرت آیة‌اللَه حاج سید علی قاضی رضوان‌اللَه‌علیه که حائز جامعیت بین ظاهر و باطن می‌باشد، می‌تواند راهگشای سالکان الی اللَه و مشتاقان حریم معبود باشد. و نظر به اینکه، این دو عارف بزرگ؛ حضرت علامه و فرزند بزرگوارشان، به مناسبت‌های مختلف شمّه‌ای از احوالات و تاریخ حیات پربرکت مرحوم قاضی را جهت تبیینِ مطالب متعالیِ مکتب عرفان بهره‌ برده‌اند مناسب دیده شد، این مطالب ارزنده در مجموعه‌ای جمع‌آوری و در اختیار مشتاقان معرفت و رهجویان مسیر حقیقت قرار گیرد. مهم‌ترین مباحث این اثر: • جامعیت مرحوم قاضی در دو جنبه ظاهر و باطن • تحول احوال مرحوم خوئی به‌واسطۀ شاگردی مرحوم قاضی • وجوب تهذیب نفس در کنار اشتغال به علوم دینی • فرق عمده بین عارف‌باللَه و غیر عارف • شرحی از احوال برخی شاگردان مرحوم قاضی • روش تفسیر آیه به آیه از آموزه‌های مرحوم قاضی • فتح باب تجلیات ذاتیّۀ مرحوم قاضی توسط حضرت اباالفضل علیه‌السلام • تأثیر کلام ملکوتی مرحوم قاضی در نفوس • برخی مبانی عرفانی مرحوم قاضی • سیره عملی و دستورالعمل‌های مرحوم قاضی

سرای جاوید

مهر تابناک

143
  •  «قبل‌ از اینکه‌ با حضرت‌ ایشان‌ آشنا شوم‌، هر وقت‌ ایشان‌ را می‌دیدم‌، خیلی‌ دوست‌ می‌داشتم‌؛ و چون‌ در سلوک‌ و رسیدن‌ به‌ لقاء الله‌ و کشف‌ وحدت‌ حضرت‌ حقّ شک‌ داشتم‌، لهذا از رفتن‌ به‌ محضر ایشان‌ کوتاه‌ می‌آمدم‌. تا وقتی‌ یکی‌ از دوستان‌ شیرازی‌ ما از شیراز دو دینار فرستاد تا من‌ خدمت‌ ایشان‌ تقدیم‌ کنم‌.

  •  مرحوم‌ قاضی‌ نمازهای‌ جماعت‌ خود را در منزل‌ خودشان‌ با بعضی‌ از رفقاء و دوستان‌ سلوکی‌ به‌ جماعت‌ می‌خواندند. من‌ در موقع‌ غروب‌ به‌ منزل‌ ایشان‌ رفتم‌ تا هم‌ نماز را به‌ جماعت‌ با ایشان‌ ادا کنم‌ و هم‌ آن‌ وجه‌ را به‌ محضرشان‌ تقدیم‌ کنم‌.

  •  مرحوم‌ قاضی‌ نماز مغرب‌ را در اوّل‌ غروب‌ آفتاب، یعنی‌ به‌ مجرّد استتار قرص‌ خورشید، طبق‌ نظر و فتوای‌ خودشان‌ به‌ جماعت‌ خواندند. و الحق نماز عجیب‌ و با حال‌ و توجّهی‌ بود. بعداً نوافل‌ و تعقیبات‌ را به‌جای‌ آوردند؛ و آن‌ قدر صبر کردند، تا زمان‌ عشاء رسید. آنگاه‌ نماز عشاء را نیز با توجّهی‌ تامّ و طمأنینه‌ و آداب‌ خاصّ خود به‌جای‌ آوردند، که‌ حقّاً در من‌ مؤثّر واقع‌ شد.

  •  پس‌ از نماز عشاء من‌ جلو رفتم‌، و در حضورشان‌ نشستم‌، و سلام‌ کردم‌ و دست‌ ایشان‌ را بوسیدم‌. و آن‌ دو دنیار را تقدیم‌ کردم‌؛ و در ضمن‌ عرض‌ کردم‌: آقا! من‌ می‌خواهم‌ سؤالی‌ از شما بکنم‌، آیا اجازه‌ می‌فرمایید؟

  •  مرحوم‌ قاضی‌ ـ أعلی‌ الله‌ مقامه ـ‌ فرمود:

  •  ”بگو فرزندم‌!“

  •  عرض‌ کردم‌: می‌خواهم‌ ببینم‌ آیا ادراک‌ توحید، و لقاء الله‌ و سیری‌ که‌ شما در وحدت‌ حقّ دارید، حقیقت‌ است‌ یا امر تخیّلی‌ و پنداری‌؟!

  •  مرحوم‌ قاضی‌ رنگش‌ سرخ‌ شد، و دستی‌ به‌ محاسنش‌ کشید و گفت‌:

  •  ”ای‌ فرزندم‌! من‌ چهل‌ سال‌ است‌ با حضرت‌ حقّ هستم‌، و دم‌ از او می‌زنم‌؛ این‌ پندار است‌؟!“

  •  

/ 358