اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مهر تابناک

114٬662

کتاب شریف «مهر تابناک» اثری نفیس پیرامون احوالات و زندگی و اخلاقیات یگانۀ دهر، عارف کامل و سالک واصل حضرت آیة‌اللَه حاج سیدعلی قاضی طباطبائی، برگرفته از آثار حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و فرزند بزرگوارشان حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّهم می‌باشد. از آنجا که تتبّع و مطالعه در احوال اولیای دین، موجب تشویق و تحریک نفس به سمت تعالی و فلاح است و انسان را از تعلق به کثرات دنیوی باز می‌دارد، اطلاع بر سیره و سلوک علمی و عملیِ عارفی چون حضرت آیة‌اللَه حاج سید علی قاضی رضوان‌اللَه‌علیه که حائز جامعیت بین ظاهر و باطن می‌باشد، می‌تواند راهگشای سالکان الی اللَه و مشتاقان حریم معبود باشد. و نظر به اینکه، این دو عارف بزرگ؛ حضرت علامه و فرزند بزرگوارشان، به مناسبت‌های مختلف شمّه‌ای از احوالات و تاریخ حیات پربرکت مرحوم قاضی را جهت تبیینِ مطالب متعالیِ مکتب عرفان بهره‌ برده‌اند مناسب دیده شد، این مطالب ارزنده در مجموعه‌ای جمع‌آوری و در اختیار مشتاقان معرفت و رهجویان مسیر حقیقت قرار گیرد. مهم‌ترین مباحث این اثر: • جامعیت مرحوم قاضی در دو جنبه ظاهر و باطن • تحول احوال مرحوم خوئی به‌واسطۀ شاگردی مرحوم قاضی • وجوب تهذیب نفس در کنار اشتغال به علوم دینی • فرق عمده بین عارف‌باللَه و غیر عارف • شرحی از احوال برخی شاگردان مرحوم قاضی • روش تفسیر آیه به آیه از آموزه‌های مرحوم قاضی • فتح باب تجلیات ذاتیّۀ مرحوم قاضی توسط حضرت اباالفضل علیه‌السلام • تأثیر کلام ملکوتی مرحوم قاضی در نفوس • برخی مبانی عرفانی مرحوم قاضی • سیره عملی و دستورالعمل‌های مرحوم قاضی

سرای جاوید

مهر تابناک

148
  •  من چنان شرمنده شدم و سر خود را پایین انداختم که تا وقت آمدن خجل و شرمگین بودم.“»1

  • شواهدی در تحقّق طیّ الارض نسبت به مرحوم قاضی

  •  [علاّمه طباطبایی] فرمودند:

  •  «مرحوم قاضی ـ رحمة الله علیه ـ همیشه در ایّام زیارتی از نجف أشرف به کربلا مشرّف می‌شد و هیچ‌گاه کسی ندید که او ماشین سوار شود، و از این سِرّ احدی مطّلع نشد جز یک نفر از کسبۀ بازارِ ساعت (بازار بزرگ) که به مشهد مقدّس مشرّف شده بود و مرحوم قاضی را در مشهد دیده بود و از ایشان اصلاح امر گذرنامۀ خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح کرده بودند؛ آن مرد چون به نجف آمد افشاء کرد که: ”من آقای قاضی را در مشهد دیدم.“ مرحوم قاضی خیلی عصبانی شدند و گفتند: ”همه می‌دانند که من در نجف بوده‌ام و مسافرتی نکرده‌ام.“»

  •  [علاّمه طهرانی]: این‌ داستان‌ را سابقاً برای‌ بنده‌، دوست‌ معظّم‌ حقیر، جناب‌ حجّة‌ الإسلام‌ آقای‌ حاج‌ سیّد محمّد رضا خلخالی ـ دامت‌ برکاته ـ‌ که‌ فعلاً از علمای‌ نجف أشرف هستند، نقل‌ کرده‌اند. آقای‌ خلخالی‌ آقازادۀ مرحوم‌ مغفور حجّة‌ الإسلام‌ آقا حاج‌ سیّد آقا خلخالی‌ و ایشان‌ آقازادۀ مرحوم‌ مغفور حجّة‌ الإسلام‌ آقای‌ حاج‌ سیّد محمّد خلخالی‌ است‌ که‌ از مقیمین‌ نجف أشرف و از زهّاد و عبّاد و معاریف‌ آن‌ زمان‌ بوده‌اند. و نقل‌ آقای‌ خلخالی‌ این‌ تتمّه‌ را داشت‌ که‌:

  •  «چون‌ آن‌ مرد کاسب‌ از مشهد مقدّس‌ به نجف أشرف مراجعت‌ کرد، به‌ رفقای‌ خود گفت‌: ”گذرنامۀ من‌ دچار اشکال‌ بود و در شهربانی‌ درست‌ نمی‌شد، و من‌ برای‌ مراجعت‌، به‌ آقای‌ قاضی‌ متوسّل‌ شدم‌ و گذرنامه‌ را به‌ ایشان‌ دادم‌ و ایشان‌ گفتند:

  • فردا برو شهربانی‌ و گذرنامه‌ات‌ را بگیر!

  •  

    1. مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٦.
/ 177