اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مهر تابناک

114٬662

کتاب شریف «مهر تابناک» اثری نفیس پیرامون احوالات و زندگی و اخلاقیات یگانۀ دهر، عارف کامل و سالک واصل حضرت آیة‌اللَه حاج سیدعلی قاضی طباطبائی، برگرفته از آثار حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و فرزند بزرگوارشان حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّهم می‌باشد. از آنجا که تتبّع و مطالعه در احوال اولیای دین، موجب تشویق و تحریک نفس به سمت تعالی و فلاح است و انسان را از تعلق به کثرات دنیوی باز می‌دارد، اطلاع بر سیره و سلوک علمی و عملیِ عارفی چون حضرت آیة‌اللَه حاج سید علی قاضی رضوان‌اللَه‌علیه که حائز جامعیت بین ظاهر و باطن می‌باشد، می‌تواند راهگشای سالکان الی اللَه و مشتاقان حریم معبود باشد. و نظر به اینکه، این دو عارف بزرگ؛ حضرت علامه و فرزند بزرگوارشان، به مناسبت‌های مختلف شمّه‌ای از احوالات و تاریخ حیات پربرکت مرحوم قاضی را جهت تبیینِ مطالب متعالیِ مکتب عرفان بهره‌ برده‌اند مناسب دیده شد، این مطالب ارزنده در مجموعه‌ای جمع‌آوری و در اختیار مشتاقان معرفت و رهجویان مسیر حقیقت قرار گیرد. مهم‌ترین مباحث این اثر: • جامعیت مرحوم قاضی در دو جنبه ظاهر و باطن • تحول احوال مرحوم خوئی به‌واسطۀ شاگردی مرحوم قاضی • وجوب تهذیب نفس در کنار اشتغال به علوم دینی • فرق عمده بین عارف‌باللَه و غیر عارف • شرحی از احوال برخی شاگردان مرحوم قاضی • روش تفسیر آیه به آیه از آموزه‌های مرحوم قاضی • فتح باب تجلیات ذاتیّۀ مرحوم قاضی توسط حضرت اباالفضل علیه‌السلام • تأثیر کلام ملکوتی مرحوم قاضی در نفوس • برخی مبانی عرفانی مرحوم قاضی • سیره عملی و دستورالعمل‌های مرحوم قاضی

سرای جاوید

مهر تابناک

152
  • می‌بینند، ولی‌ تا به‌حال‌ شنیده‌ نشده‌ است‌ که‌ کسی‌ را گزیده‌ باشند. همین‌که‌ مار در مقابل‌ ما رسید و من‌ فی‌ الجمله‌ وحشتی‌ کردم‌، مرحوم‌ قاضی‌ ـ رحمة‌ الله‌ علیه ـ اشاره‌ای‌ به‌ مار کرده‌ و فرمود: ”مُتْ بِإذْنِ اللهِ!“ «بمیر به‌ اذن‌ خدا!» مار فوراً در جای‌ خود خشک‌ شد.

  •  مرحوم‌ قاضی‌ ـ رضوان‌ الله‌ علیه ـ‌ بدون‌ آنکه‌ اعتنایی‌ کند شروع‌ کرد به‌ دنبالۀ صحبت‌ که‌ با هم‌ داشتیم‌، و سپس‌ برخاستیم‌ رفتیم‌ داخل‌ مسجد. مرحوم‌ قاضی‌ اوّل‌ دو رکعت‌ نماز در میان‌ مسجد گزارده‌ و پس‌ از آن‌ به‌ حجرۀ خود رفتند. و من‌ هم‌ مقداری‌ از اعمال‌ مسجد را بجای‌ می‌آوردم‌، و در نظر داشتم‌ که‌ بعد از بجا آوردن‌ آن‌ اعمال‌ به‌ نجف أشرف مراجعت‌ کنم‌.

  •  در بین‌ اعمال‌ ناگاه‌ به خاطرم‌ گذشت‌ که‌ آیا این‌ کاری‌ که‌ این‌ مرد کرد واقعیّت‌ داشت‌ یا چشم‌بندی‌ بود، مانند سحری‌ که‌ ساحران‌ می‌کنند؟ خوب‌ است‌ بروم‌ ببینم‌ مار مرده‌ است‌ یا زنده‌ شده‌ و فرار کرده‌ است‌؟! این‌ خاطره‌ سخت‌ به‌ من‌ فشار می‌آورد تا اعمالی‌ که‌ در نظر داشتم‌ به‌ اتمام‌ رسانیدم‌، و فوراً آمدم‌ بیرون‌ مسجد در همان‌ محلّی‌ که‌ با مرحوم‌ قاضی‌ ـ رضوان‌ الله‌ علیه ـ نشسته‌ بودیم‌، دیدم‌ مار خشک‌ شده‌ و به روی‌ زمین‌ افتاده‌ است‌؛ پا زدم‌ به‌ آن‌ دیدم‌ ابداً حرکتی‌ ندارد.

  •  بسیار منقلب‌ و شرمنده‌ شدم‌، برگشتم‌ به‌ مسجد که‌ چند رکعتی‌ دیگر نماز گزارم‌، نتوانستم‌؛ و این‌ فکر مرا گرفته‌ بود که‌ واقعاً اگر این‌ مسائل‌ حقّ است‌، پس‌ چرا ما ابداً بدان‌ها توجّهی‌ نداریم‌.

  •  مرحوم‌ قاضی‌ ـ رحمة‌ الله‌ علیه‌ ـ مدّتی‌ در حجرۀ خود بود و به‌ عبادت‌ مشغول‌، بعد که‌ بیرون‌ آمد و از مسجد خارج‌ شد برای‌ نجف‌، من‌ نیز خارج‌ شدم‌. درِ مسجد کوفه‌ باز به‌ هم‌ برخورد کردیم‌. آن‌ مرحوم‌ لبخندی‌ به من‌ زده‌ و فرمود: ”خب‌ آقاجان‌! امتحان‌ هم‌ کردی‌، امتحان‌ هم‌ کردی‌؟“»1

  •  

    1. معاد شناسی، ج ١، ص ٢٣١.
/ 15